تبلیغات
امام زمان (ع)
 

امام زمان (ع)

 

درباره


 

 


مدیر وبلاگ:
مالک اشتر 2

 

آرشيو مطالب

» اسفند 1388
» بهمن 1388
» دی 1388
» آذر 1388
» لیست کامل آرشیو ماهانه
 

آمار وبلاگ

» صفحه نخست
» ایمیل مدیر
» ارتباط با ما
» آرشيو مطالب
» لينك آر اس اس
» طراح قالب

 

مطالب پیشین

» شمشیر , غیبت كوتاه مدت یا غیبت صغری , اعتقاد به مهدویت
» علت رجعت
» اولین پایگاه حکومت جهانی امام زمان
» راه شناخت حضرت مهدى(عج)
» به نام اوکه خالق یاس و نرگس است
» امتیازات حكومت مورد نظر اسلام و حكومت جهانی امام مهدی (عج) دربرابر جهانى‏سازى دنیا توسط غربی ها
» امام مهدی(ع) در کلام امام حسین(ع)
» طول عمر امام زمان (عج)
» امام زمان(عج) از دیدگاه قرآن
» بهره مند شدن از برکات وجود مبارک امام زمان(عج) طبق آیات سوره ی قدر
» حکمتی از حضرت علی
» ارتباط مهدی (عج) با پایان سیر تاریخ
» نقش ایران در نقشه ظهور
» مراحل ظهور
» ضرورت ظهور

» لیست کامل مطالب ارسالی
 

اَبر برچسبها

حکمتی از حضرت علی-
 
 

صفحات

( تعداد کل صفحات: 2 )

1 2

 

آمار وبلاگ

» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

نویسندگان :
مالک اشتر 2
- آبیاری
- -



محمد رضا سهرابی

























شمشیر , غیبت كوتاه مدت یا غیبت صغری , اعتقاد به مهدویت


شمشیر حضرت مهدی ع

شمشیر مهدی ، سیف الله و سیف الله المنتقم است . شمشیری است خدائی   ،شمشیری است انتقام گیرنده از ستمگران و مستكبران . شمشیر مهدی شمشیر انتقام از همه جانیان در طول تاریخ است . درندگان متمدن آدمكش را می كشد ، اما بر سر ضعیفان و مستضعفان رحمت می بارد و آنها را می نوازد .
روزگار موعظه و نصیحت در زمان او دیگر نیست . پیامبران و امامان و اولیاء حق آمدند و آنچه لازمه پند دادن بود بجای آوردند . بسیاری  از مردم نشنیدند و راه باطل خود را رفتند و حتی اولیاء حق را زهر خوراندند و كشتند . اما در زمان حضرت مهدی   باید از آنها انتقام گرفته شود . مهدی ع   آن قدر از ستمگران را بكشد كه بعضی گویند : این مرد از آل محمد ص نیست . اما او از آل محمد ( ص ) است یعنی از آل حق ، آل عدالت ، آل عصمت و آل انسانیت است . از روایات شگفت انگیزی كه در مورد حضرت مهدی ع   آمده است ، خبری است كه از حضرت امام محمد باقر ع نقل شده و مربوط است به 1290 سال قبل . در این روایت
حضرت باقر   ع   می گویند : " مهدی ، بر مركبهای پر صدایی ، كه آتش و نور در آنها تعبیه شده است ، سوار می شود و به آسمانها ، همه آسمانها سفر می كند " . و نیز در روایت امام محمد باقر   ع   گفته شده است كه بیشتر آسمانها ، آباد و محل سكونت است . البته این آسمان شناسی اسلامی ، كه از مكتب ائمه طاهرین   ع استفاده می شود ، ربطی به آسمان شناسی یونانی و هیئت بطلمیوسی ندارد ... و هر چه در آسمان شناسی یونانی ، محدود بودن فلك ها و آسمانها و ستارگان مطرح است ، در آسمان شناسی اسلامی ، سخن از وسعت و ابعاد بزرگ است و ستارگان بیشمار و قمرها و منظومه های فراوان . و گفتن چنین مطالبی از طرف پیامبر اكرم   ص و امام باقر ع جز از راه ارتباط با عالم غیب و علم خدائی امكان نداشته است


غیبت كوتاه مدت یا غیبت صغری
مدت غیبت صغری بیش از هفتاد سال بطول نینجامید   از سال 260ه. تا سال 329ه كه در این مدت نایبان خاص ، به محضر حضرت مهدی ( ع ) می رسیدند ، و پاسخ نامه ها سؤالات را به مردم می رساندند . نایبان خاص كه افتخار رسیدن به محضر امام ع را داشته اند ، چهار تن می باشند كه به " نواب خاص " یا " نایبان ویژه " معروفند . نخستین نایب خاص مهدی ( ع ) عثمان بن سعید اسدی است . كه ظاهرا بعد از سال 260 هجری وفات كرد ، و در بغداد به خاك سپرده شد . عثمان بن سعید از یاران و شاگردان مورد اعتماد امام دهم و امام یازدهم بود و خود در زیر سایه امامت پرورش یافته بود . محمد بن عثمان : دومین سفیر و نایب امام ع   محمد بن عثمان بن سعید فرزند عثمان بن سعید است كه در سال 305هجری وفات كرد و در بغداد بخاك سپرده شد .نیابت و سفارت محمد بن سعید نزدیك چهل سال بطول انجامید . حسین بن روح نوبختی : سومین سفیر ، حسین بن روح نوبختی بود كه در سال 326هجری فوت كرد . علی بن محمد سمری : چهارمین سفیر و نایب امام حجه بن الحسن ( ع ) است كه در سال 329هجری قمری در گذشت و در بغداد دفن شد . مدفن وی نزدیك آرامگاه عالم و محدثبزرگ ثقه الاسلام محمد بن یعقوب كلینی است .همین بزرگان و عالمان و روحانیون برجسته و پرهیزگار و زاهد و آگاه در دوره غیبت صغری واسطه ارتباط مردم با امام غایب و حل مشكلات آنها بوسیله حضرت مهدی  ع بودند .


غیبت دراز مدت یا غیبت كبری و نیابت عامه
این دوره بعد از زمان غیبت صغری آغاز شد ، و تاكنون ادامه دارد .این مدت دوران امتحان و سنجش ایمان و عمل مردم است . در زمان نیابت عامه ، امام ( ع ) ضابطه و قاعده ای  به دست داده است تا در هر عصر ، فرد شاخصی كه آن ضابطه و قاعده ، در همه ابعاد بر او صدق كند ، نایب عام امام ع باشد و به نیابت از سوی امام ، ولی  جامعه باشد در امر دین و دنیا . بنابراین ، در هیچ دوره ای پیوند امام ( ع ) با مردم گسیخته نشده و نبوده است . اكنون نیز ، كه دوران نیابت عامه است ، عالم بزرگی  كه دارای همه شرایط فقیه و دانای دین بوده است و نیز شرایط رهبری را دارد ، در راس جامعه قرار می گیرد و مردم به او مراجعه می كنند و او صاحب " ولایت شرعیه " است به نیابت از حضرت مهدی ( ع ) . بنابراین ، اگر نایب امام ( ع ) در این دوره ، حكومتی را درست و صالح نداند آن حكومت طاغوتی است ، زیرا رابطه ای با خدا و دین خدا و امامت و نظارت شرعی اسلامی ندارد . بنابر راهنمایی امام زمان   عجل الله فرجه   برای حفظ انتقال موجودیت تشیع و دین خدا ، باید همیشه عالم و فقیهی در راس جامعه شیعه قرار گیرد كه شایسته و اهل باشد ، و چون كسی  - با اعلمیت و اولویت - در راس جامعه دینی و اسلامی قرار گرفت باید مجتهدان و علمای  دیگر مقام او را پاس دارند ، و برای نگهداری وحدت اسلامی و تمركز قدرت دینی  او را كمك رسانند ، تا قدرتهای   فاسد نتوانند آن را متلاشی و متزلزل كنند . گر چه دوری ما از پناهگاه مظلومان و محرومان و مشتاقان - حضرت مهدی ( ع ) - بسیار درد آور است ، ولی بهر حال - در این دوره آزمایش - اعتقاد ما اینست كه حضرت مهدی ( ع ) به قدرت خدا و حفظ او ، زنده است و نهان از مردم جهان زندگی می كند ، روزی  كه " اقتضای تام " حاصل شود ، ظاهر خواهد شد ، و ضمن انقلابی پر شور و حركتی   خونین و پردامنه ، بشریت مظلوم را از چنگ ظالمان نجات خواهد داد ، و رسم توحید و آیین اسلامی  را عزت دوباره خواهد بخشید .


اعتقاد به مهدویت در دوره های گذشته
اعتقاد به دوره آخرالزمان و انتظار ظهور منجی در دینهای دیگر مانند : یهودی ، زردشتی ، مسیحی و مدعیان نبوت عموما ، و دین مقدس اسلام ، خصوصا ، به عنوان یك اصل مسلم مورد قبول همه بوده است .


اعتقاد به حضرت مهدی  ( ع ) منحصر به شیعه نیست
عقیده به ظهور حضرت مهدی ( ع ) فقط مربوط به شیعیان و عالم تشیع نیست ،بلكه بسیاری از مذاهب اهل سنت( مالكی ، حنفی  ، شافعی و حنبلی و ... ) به این اصل اعتقاد دارند و دانشمندان آنها ، این موضوع را در كتابهای فراوان خود آورده اند و احادیث پیغمبر ( ص ) را درباره مهدی ( ع ) از حدیثهای متواتر و صحیح می دانند.

دعاى عَظُمَ الْبَلاَءُ
این دعاء حضرت صاحب الا مرعلیه السلام است كه تعلیم فرمود آنرا به شخصى كه محبوس بود پس خلاص شد

اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَف اَّءُ وَانْكَشَفَ الْغِط اَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّج اَّءُ

خدایا بلاء عظیم گشته و درون آشكار شد و پرده از كارها برداشته شد و امید قطع شد

وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْكَ

و زمین تنگ شد و از ریزش رحمت آسمان جلوگیرى شد و تویى یاور و شكوه بسوى تو است

الْمُشْتَكى وَعَلَیْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى

و اعتماد و تكیه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است خدایا درود فرست بر

مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ

محمد و آل محمد آن زمامدارانى كه پیرویشان را بر ما واجب كردى و بدین سبب مقام

وَعَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً كَلَمْحِ

و منزلتشان را به ما شناساندى به حق ایشان به ما گشایشى ده فورى و نزدیك مانند

الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِكْفِیانى

چشم بر هم زدن یا نزدیكتر اى محمد اى على اى على اى محمد مرا كفایت كنید

فَاِنَّكُما كافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ

كه شمایید كفایت كننده ام و مرا یارى كنید كه شمایید یاور من اى سرور ما اى صاحب

الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ

الزمان فریاد، فریاد، فریاد، دریاب مرا دریاب مرا دریاب مرا همین ساعت

السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ

همین ساعت هم اكنون زود زود زود اى خدا اى مهربانترین مهربانان به حق

مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ

محمد و آل پاكیزه اش





ناصر فخار


»

 

نوشته شده توسط در یکشنبه 2 اسفند 1388

نظرات ()

 

علت رجعت

 چگونه مهدى منتظر در آخر الزمان مى تواند مردگان را زنده كند، و مؤمنین را عزیز بدارد و فاسقین را عذاب نماید؟ و اصولا آیا اعتقاد به رجعت پشتوانه علمى دارد در حالیكه جزء اعتقادات مسلمین نمى باشد، چرا كه عقلا ممكن نیست و دلیل بر آن نداریم.

نویسنده مصطفی معتمدی مقدّم



» مقاله ی کامل را اینجا ببینید

 

نوشته شده توسط در شنبه 17 بهمن 1388

نظرات ()

 

اولین پایگاه حکومت جهانی امام زمان

اولین پایگاه حکومت جهانی امام زمان (عج)

مسجد

مسجد پایگاه وحدت

معنای مسجد

ظهور امام زمان (عج)

مسجد محلی برای شناخت خدا

نیروهاى مؤمن و مخلص زمینه‌سازان ظهور

ارتباط مسجد با حكومت اسلامى

شروع حكومت اسلامى و اداره آن از مسجد

مسجد و ظهور امام زمان (عج)

مسجد در عصر ظهور

جهاد اكبر در عصر ظهور

شروع حكومت جهانى حضرت مهدى (عج) چون پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله از مسجد خواهد بود.

مسجد از نگاهى خانه خداست و از نگاهى دیگر، مجلس و جایگاه پیام ‌آوران بزرگ الهى و خانه همه تقوا‌پیشگان است. ضرورت تلاش براى آبادانى و رونق این جایگاه ملكوتی تا آنجاست كه یكى از رازهاى تشریح فریضه جهاد، پاسدارى از این پرستشگاه پرعظمت در برابر یورش حاكمان ستمگر است و تاریخ مسجد با تاریخ دین اسلام گره خورده‌، كه از شروع بعثت بسیاری از حركت‌ها و فعالیت‌ها از مسجد صورت گرفته ‌است.

مسجد پایگاه وحدت

مسجد پایگاه عبادت و یاد خداوند متعال و پایگاه جهاد فكرى و تعلیم و تعلم معارف اسلامى و نمایش روح وحدت و یكپارچگى به دشمنان اسلام است. مسجد به عنوان پایگاه عبادت و یاد خداوند متعال و به عنوان پایگاه جهاد فكرى و تعلیم و تعلم معارف اسلامى و همچنین بعنوان پایگاه تجمع نیروهاى رزمنده و اعزام آنان به جبهه و جهاد و مركز وحدت مسلمان و نمایش روح وحدت و یكپارچگى به دشمنان اسلام مورد استفاده قرار گرفته‌ است.

معنای مسجد

مسجد واژه‌اى عربى از ماده "سجد" است كه اسم مكان به معنای محل سجده است زیرا سجده فرد کاملترین مصداق عبادت به شمار می‌رود و نهایت خضوع در برابر خالق هستى است. مسجد خانه دوم هر مسلمان است و تعلق به معبود دارد و خانه خداست، محل پرستش، نیایش و ارتباط با خالق یكتا، غنى و فقیر در آن یكسان است.

اهمیت مسجد بر كسى پوشیده نیست و مانند كعبه، حرم الله است و جنگ در آن حرام و احترامش بر همگان لازم است، مسلمانان نیز بیشتر از هر چیز و هر جاى دیگر به عمران و آبادانى و توسعه مسجد اهتمام می‌ورزند و به شكوه و عظمت آن می‌اندیشند كه وجود مساجد مستحكم و باشكوه در سرزمین‌هاى اسلامى دلیل بر این مطلب است. بعد از انقلاب اسلامى مساجد اهمیت بیشترى یافتند و فعالیت‌هاى سیاسی، اجتماعى به خصوص نظامى در مسجد شكل گرفت و مردم از مسجد نهضت را شروع كردند و از آنجا انقلاب به ثمر رسید.

ظهور امام زمان (عج)

ظهور یعنى ظاهر شدن امام زمان (عج) از پس پرده غیبت تا جهان را پر از عدل و داد كند، چنانچه از ظلم و جور پر شده‌است. آنچه كه حایز اهمیت است، اهداف و اعمال آن وجود مقدس در دوران ظهور است. در عصر ظهور چون فتنه‌ها زیاد می‌شود، بسیاری از مكان‌ها در اثر این فتنه‌ها و فسادها، آلوده می‌شوند و كمتر مكان سالم در دنیا پیدا می‌شود كه محیط سالم داشته باشد.

مسجد محلی برای شناخت خدا

از طریق مسجد می‌شود راه‌هاى اطاعت خدا را شناخت و با زندگى رسول خدا و ائمه اطهار علیهم السلام آشنا شد تا انسان زندگى خود را رنگ و بوى اهل بیت بدهد و مؤمن مخلص به كسی می‌گویند كه كارهایش براى جلب رضایت خدا باشد و از خدا و رسولش و جانشینان بر حق ایشان اطاعت كرده باشد، رفتن به مسجد انسان را به این مقام راهنمایى می‌كند و در اثر مداومت رفتن به مسجد انسان به درجه عالى اخلاص و ایمان می‌رسد.

محیط مسجد اثر تربیتى خاصی دارد و انسان را به مقام صدیقین و شهدا می‌رساند و كسى كه به این مقام برسد آن همان متقین و مخلصین هستند كه این افراد در آخر‌الزمان هستند كه زمینه ظهور امام زمان (عج) را فراهم و خودشان را براى جنگ با كفار درركاب امام زمان علیه السلام آماده می‌كنند.

نیروهاى مؤمن و مخلص زمینه‌سازان ظهور

نیروهای مخلص و مؤمن وقتى زندگیشان را بر اساس دستورات قرآن و فرمایش معصومین علیهم السلام تنظیم كردند، اجامعه را در سایه خودسازى متوجه حقایق احكام متعالیه اسلام خواهند كرد و بنا به فرموده قرآن در سوره شریفه بقره آیه سوم، اولین صفت متقین ایمان به غیبت، یعنى ایمان به جهان عالم غیب كه گسترده‌تر از این جهان است بوده و یكى از مصداق‌هاى غیب و زندگى، وجود مقدس امام زمان علیه السلام است كه از اول با غیب گره خورده‌است و تمامى مراحل و لحظات زندگى مبارك ایشان با غیب آمیخته است تا اینكه به غیبت صغرى و غیبت كبرى می‌رسد.

اكثر مساجد به دست مبارك امام زمان علیه السلام می‌رسند چون مسجد اولاً تنها مكانى است كه كاربرد آن عوض نمی‌شود و فقط براى عبادت خداوند ساخته شده است و همیشه هم در این راستا مورد استفاده قرار می‌گیرد و ثانیاً كارهایى كه براى تقریب به خدا و از روى اخلاص صورت گیرد باقى خواهند ماند و آثارى كه با اخلاص ساخته شود و بنا نهاده شود ماندگار هستند و به دست مبارك صاحب‌الامر در این دنیا خواهند رسید.

رسول خدا صلی الله علیه و آله می‌فرماید:

«من بنى‌لله مسجداً لا یرید به ریاء و لا سمعة بنى الله له بیتاً فى الجنة؛ هر كسی براى خدا مسجدى را بسازد و آن را براى ریا و خودنمایى به كار نبرد خداى تعالى در بهشت خانه‌ای براى او بنا می‌كند» بناى مسجد ثواب خانه بهشت دارد كه از روى اخلاص ساخته شود پس مساجدى كه از روى اخلاص بنا شده‌اند به دست ایشان خواهد رسید و امام زمان (عج) آن مساجد را آباد خواهند كرد تا مردم از آن مساجد برای عبادت خدا و رسیدگى به امور دینى و دنیایى استفاده ‌كنند.

مسجد

ارتباط مسجد با حكومت اسلامى

مسجد به عنوان یك نهاد سیاسى پر تحرك در جامعه اسلامى مطرح است در شروع حكومت سیاسى دین اسلام و ابقاء آن حكومت اسلامى مسجد نقش مهمى ایفا كرده‌است و بسیاری از مسایل مهم سیاسى با مساجد آمیخته است.

شروع حكومت اسلامى و اداره آن از مسجد

وقتى سیره و زندگى پیامبر اسلام را بررسى می‌كنیم در سال‌هاى آغازین دعوت به اسلام از مسجدالحرام به عنوان یك سنگر تبلیغى و ارتباطى در راستاى پیشبرد رسالت خود استفاده می‌كرد با اینكه قریش و كفار بر ایشان سخت می‌گرفتند اما هر وقت فرصت می‌یافتند در مسجدالحرام مذاكراتى را با برخى از هیئت‌ها انجام می‌دادند. بعد از هجرت رسول خدا صلی الله علیه و آله و با ورود ایشان به مدینه بى‌درنگ مسجدالنبى بنا شد و قلب فعالیت‌های تبلیغى و فرهنگى و اجتماعى و سیاسى مسلمانان شد و این نهاد مقدس در حقیقت براى حیات سیاسی و اجتماعى و پیدایش تشكل سالمى در جامعه آن روز همچون قلبى تپنده بود، قضاوت و رسیدگى به دعاوى توسط پیامبر اسلام در مسجد صورت می‌گرفت و مذاكرات و گفت و گوهای سیاسى حضرت با افراد و هیئت‌هاى اعزامى از قبایل و طوایف گوناگون در مسجد انجام می‌گرفت و پیمان بیعت با تازه مسلمانان در مسجد منعقد می‌شد.

مسجد و ظهور امام زمان (عج)

شروع و ادامه حكومت اسلامى در زمان رسول خدا از مسجد بوده است و همچنین وصى بر حقش، حضرت على علیه السلام در مسجد حكومت را تشكیل داد و اداره حكومت هم از مسجد بوده، در این راستا معلوم است كه شروع حكومت جهانى حضرت مهدى علیه السلام از مسجد خواهد بود و بعضى روایات مؤید آن است كه حضرت حجت (عج) در آغاز كار با اندكى از یاران ظهور می‌كند و از مسجدالحرام ظهورش شروع می‌شود.

امام باقر علیه السلام فرمودند:

«همانا قائم ما از راه كوه ذى طوبى با 313 مرد به عدد رزمندگان جنگ بدر می‌آید تا اینكه به حجر‌الاسود تكیه داده و پرچم پیامبر (ص) را می‌افرازد.» بنابراین روایت شروع نهضت جهانى حضرت مهدى علیه السلام از مسجدالحرام است و از آنجا به دنیا پیام خواهد داد و ندای ملكوتى انا المهدى را به گوش جهانیان رسانده و برای فتح جهان از مسجد شروع خواهد كرد.

مسجد در عصر ظهور

با توجه به افكار شیطانى كه در آخرالزمان شیوع پیدا می‌كند و در اثر تهاجم فرهنگى برخی از مردم به فساد و انحراف كشیده می‌شوند و موجب نزول بلاها و گرفتاری‌ها و مشكلاتى در جامعه می‌شود اما بنا به فرمایش رسول اكرم صلی الله علیه وآله اهل مسجد در امانند، ایشان می‌فرمایند:

«اذا نزلت الافات عوفى اهل المسجد؛ هنگامى كه مشكلات و بلاها (براى اهل زمین) نازل می‌شود اهل مساجد درامانند.» با توجه به این حدیث اهل مسجد از انحرافات در امان هستند و افكار شیطانى در آنها اثر نخواهد كرد و تهاجم فرهنگى را پاسخ داده و خودشان را نجات می‌دهند و از فساد و انحرافات در امان می‌مانند و به خاطر همین دچار بلاها و گرفتاری‌ها و مشكلاتی كه در آخرالزمان پیش می‌آید نمی‌شوند.

جهاد اكبر در عصر ظهور

مبارزه با نفس جهاد اكبر است در آخرالزمان مؤمنین باید شب و روز در جهاد اكبر باشند تا از انحرافات و تهاجمات فرهنگى در امان بمانند، این جهاد با رفتن به مسجد انجام می‌گیرد. رسول خدا صلی الله علیه وآله می‌فرماید:

«الغدو و الدواج الى المساجد من الجهاد فى سبیل الله؛ شب و روز به سوی مسجد شتافتن از اقسام جهاد كردن در راه خداست.» دو نوع جهاد وجود دارد كه جهاد اصغر همان جنگ با كفار و دشمنان خارجى است و جهاد اكبر، جهاد و مبارزه با نفس اماره است و چون در آخرالزمان انواع هجمه‌های شیطانى براى فریب انسان و انواع خواهش‌های نفسانى در جامعه رواج پیدا می‌كند باید جهاد اكبر انجام دهد، بنابر روایت براى این جهاد بهترین جا و وسیله مسجد است كه انسان در این زمان با رفتن به مسجد از این هجمه‌ها و فریب‌هاى شیطانى و خواهش‌هاى نفسانى ایمن می‌ماند.

حكومت جهانى امام عصر و نظریه جهانى‏شدن در عصر ما

(3)

گفتار سوم: جهانى‏سازى مهدوى و شاخصه‏هاى آن

قسمت اول

گل نرگس

 

همانطور كه بیان شد اسلام دینى است با اصول و آرمان‏هاى جهانى، و از همان ابتداى ظهور خویش به دنبال ایجاد حیات طیبه در سطح عالم و براى كلیه اَبناى بشرى بوده، بدیهى است بنا به معتقدات اسلامى و شیعى، جهانى‏شدن اسلامى و حیات طیبه جهانى در آخرالزمان و در عصر و دولت مهدى موعود تحقق قطعى خواهد یافت. چنین جهانى‏شدنى با هیچ پروژه و یا طرح جهانى‏سازى فعلى نه از حیث نظرى و نه عملى و نه از حیث شمولیت و فراگیرى و مقیاسهاى موجود قابل مقایسه و اندازه‏گیرى نیست، و فقط شناخت مقدماتى آن از راه احادیث وارده ممكن است. به همین جهت قصد بر این است كه در ادامه سخن، پاره‏اى از ویژگى‏هاى دولت كریمه حضرت مهدى و حكومت جهانى سرشار از حیات طیبه وى - آن‏هم نه از باب حصر بلكه از باب احصاء و اشاره - مرور و بازیابى گردد:

 

       1 - حاكمیت جهان‏شمول اسلام و برچیدگى شرك و اختلافات بشرى:

در نظریه‏هاى جهانى‏شدن غربى كه زیر بناى بسیارى از آنها مكتب لیبرال دموكراسى است؛ با اعتقاد به نسبیت اخلاقى و ارزشى، اِعمال اصل تساهل و روادارى افراطى نسبت به كلیه عقاید و ادیان جزء ادعاهاى اصلى است و موضع حكومت بر مبناى لائیسم نسبت به دیانت و مذهب خنثى مى‏باشد و از منظر آنها حمایت و جانبدارى از یك مذهب به معناى دخالت در آزادى‏هاى فردى و مخدوش نمودن آزادى عقیده و ابراز عقاید است. این درحالى است كه سكولاریسم یا عرفى شدن و دنیاپرستى و اصالت امور دنیوى در سرلوحه جهانى‏سازى لیبرال دموكراسى است.

بنا به معتقدات اسلامى و شیعى، جهانى‏شدن اسلامى و حیات طیبه جهانى در آخرالزمان و در عصر و دولت مهدى موعود تحقق قطعى خواهد یافت

در حالیكه در حكومت جهانى مهدوى، بدون هیچ گونه مجامله و تعارفى، اسلام به عنوان آئین مطلق و برتر و متعالى به جهانیان معرفى و از سوى آنان نیز مورد شناسایى و پذیرش قرار مى‏گیرد. روایاتى در تأئید این مطلب ذكر مى‏شود:

    •  محمدابن‏مسعود در تفسیر عیاشى از رفاعة بن موسى روایت مى‏كند كه از امام‏صادق‏علیه السلام شنیدم كه ایشان فرمودند: و له اسلم من فى‏السموات والارض طوعاً و كرهاً؛ یعنى اهل آسمان‏ها و زمین مطیع و مُنقاد وى مى‏شوند، پاره‏اى از صمیم قلب و پاره‏اى به اكراه.

    •  همچنین آن حضرت فرمودند: وقتى قائم آل محمد قیام كند مكانى در روى زمین باقى نمى‏ماند مگر اینكه كلمه طیبه لااله الااللَّه محمد رسول‏اللَّه در آنجا به آواز بلند گفته مى‏شود.(1)

    •  در روایت دیگرى امام صادق‏ علیه السلام ضمن بیان مفصلى درباره عصر ظهور مى‏فرمایند: وقتى قائم ما قیام كند ... اهل هیچ دینى باقى نمى‏ماند مگر اینكه اظهار اسلام مى‏كنند و با ایمان مشهور و معروف مى‏گردند ...(2)

    •  امام باقرعلیه السلام فرموده است: در زمین هیچ ویرانه‏اى باقى نمى‏ماند مگر اینكه آباد گردد و هیچ معبودى جز خداوند متعال از بت و غیر آن نمى‏ماند مگر اینكه دچار حریق گشته و مى‏سوزد.(3)

    •  در جاى دیگر امام صادق‏علیه السلام ضمن پاسخ به سؤالهاى مفضل و قابل تطبیق دانستن آیه 33 سوره توبه با عصر حكومت جهانى مهدى مى‏فرماید: ... هر آینه اختلاف ملت‏ها و دین‏ها از میان برداشته مى‏شود و همه دین براى خدا و یكى مى‏گردد؛ چنانكه خداى تعالى فرموده: "ان الدین عند اللَّه الاسلام" و نیز فرموده "و من یتّبع غیر الاسلام دیناً فلن ‏یقبل منه و هو من‏ الخاسرین" (4) ]یعنى هر كه غیر از اسلام دین دیگرى بطلبد هرگز از او قبول نمى‏شود و او در روز قیامت از جمله زیانكاران است[.

 

       2 - حاكمیت مطلق عدالت و دادورزى:

ویژگى اصلى حكومت جهانى مهدوى عدالت است و شاید احادیث نادرى درباره عصر ظهور وجود داشته باشد كه به این خصیصه و نیاز، و گمشده اساسى بشر اشاره ننموده باشد. به خاطر همین كثرت فقط به ذكر احادیث معدودى در این خصوص بسنده مى‏شود:

پیامبر اكرم‏صلى الله علیه وآله وسلم مى‏فرماید: ... اگر از عمر دنیا تنها یك روز باقى مانده باشد، خداوند آن روز را به اندازه‏اى طولانى خواهد نمود تا مردى از اهل‏بیت من به حكومت برسد ... او زمین را از قسط و عدل پر مى‏كند همان‏گونه كه پیش از آن از ستم و جفاكارى پر شده است ...(5)

امام باقرعلیه السلام فرموده است: در زمین هیچ ویرانه‏اى باقى نمى‏ماند مگر اینكه آباد گردد و هیچ معبودى جز خداوند متعال از بت و غیر آن نمى‏ماند مگر اینكه دچار حریق گشته و مى‏سوزد

حكومت جهان‏شمول مهدوى در عدالت گسترى نیز به گونه‏اى فراگیر و بدون تبعیض عمل مى‏كند. چنانكه امام حسین‏علیه السلام در فراز مهمى مى‏فرمایند: ... اذا قام قائم العدل، وسع عدله البر والفاجر(6)؛ هنگامى كه قائم قیام مى‏كند، عدل گسترده مى‏شود و این گستردگى عدالت، نیكوكار و فاجر را در بر مى‏گیرد.

عدالت مزبور از حیث نفوذ، حوزه‏هاى فردى و اجتماعى بشرى را در بر مى‏گیرد. شاهد این مدعا بیان امام باقر علیه السلام است كه مى‏فرماید: بدانید همان طور كه سرما و گرما به داخل خانه‏هایشان نفوذ مى‏كند، عدالت او (قائم) نیز به درون خانه‏هایشان راه خواهد یافت(7).

 

       3 - برقرارى امنیت و آرامش همه جانبه:

از روایت‏هاى پیرامون حكومت جهان‏شمول حضرت فهمیده مى‏شود كه ناامنى و هراس از زندگانى آحاد بشرى رخت مى‏بندد و امنیتى فراگیر در همه گیتى برقرار مى‏گردد.

ویژگى اصلى حكومت جهانى مهدوى عدالت است و شاید احادیث نادرى درباره عصر ظهور وجود داشته باشد كه به این خصیصه و نیاز، و گمشده اساسى بشر اشاره ننموده باشد

چنانكه امام‏على‏علیه السلام درباره ایمنى عصر ظهور و سرشارى آن دوره از امنیت و عدالت مى‏فرمایند: وقتى قائم ما قیام كند؛ به واسطه ولایت و عدالت او، آسمان آن چنانكه باید ببارد مى‏بارد و زمین نیز رستنى‏هایش را بیرون مى‏دهد و كینه از دل بندگان زدوده مى‏شود و میان دد و دام آشتى برقرار مى‏شود، به گونه‏اى كه یك زن بین عراق و شام پیاده خواهد رفت و آسیبى نخواهد دید و هرجا قدم مى‏گذارد، همه سبزه

و رستنى است و بر روى سرش زینت‏هایش را گذارده و نه ددى او را آزار دهد و نه بترساند.(8)

 

       4 - رفاه و رشد پایدار اقتصادى، استغناى عمومى و رفع فقر:

در نهضت جهانى‏سازى مهدوى، شكاف‏ها و خندق‏هاى اقتصادى، تبعیض‏هاى ناروا و فقر و فاقه حاصل از جهانى‏سازى غربى وجود ندارد و نه تنها این شكافها پر مى‏گردند بلكه جامعه بشرى به استغناى كامل رسیده و حتى فقیرى براى دریافت صدقات و اعانات یافت نخواهد شد. چند نمونه از شواهد روایى لازم به شرح ذیل است:

امام صادق‏علیه السلام مى‏فرماید: چون قائم ما قیام نماید زمین با نور پروردگار نورانى و روشن مى‏شود و خلائق از نور و روشنایى آفتاب مستغنى و بى‏نیاز باشند و تاریكى زایل مى‏گردد و مردم در ایام سلطنت آن حضرت بسیار عمر مى‏كنند ... و زمین خزانه‏هاى خود را آشكار مى‏گرداند، به نوعى كه خلایق همه آنها را در روى زمین مى‏بینند. مرد در آن وقت كسى را مى‏طلبد براى اینكه از مالش به او اعطاء نماید تا اینكه صله رحم به جا بیاورد، یا اینكه از وجه زكات چیزى به او بدهد، چنین كسى كه اینها را از او قبول نماید یافت نمى‏گردد و خلایق به سبب آن چه خدا از فضل خود به ایشان روزى كرده، مستغنى و بى‏احتیاج مى‏باشند.(10)

در نهضت جهانى‏سازى مهدوى، شكاف‏ها و خندق‏هاى اقتصادى، تبعیض‏هاى ناروا و فقر و فاقه حاصل از جهانى‏سازى غربى وجود ندارد و نه تنها این شكافها پر مى‏گردند بلكه جامعه بشرى به استغناى كامل رسیده و حتى فقیرى براى دریافت صدقات و اعانات یافت نخواهد شد

این امام همام، این بى‏نیازى عمومى را چنین تشریح نموده است: ... و در میان خلائق به طریق داود و محمدصلى الله علیه وآله وسلم حكم مى‏كند. در این وقت زمین خزانه‏هاى خود را ظاهر و بركات خویش را آشكار مى‏گرداند و در این وقت مردى از شما كسى را نمى‏تواند پیدا كند كه صدقه‏اى به او بدهد یا احسانى در حق وى نماید. زیرا همه مؤمنان غنى و مالدار مى‏باشند.(11)

توسعه وسیع اقتصادى و انسانى پایدار و بالنده نهضت جهان‏شمول مهدوى در روایات نبوى نیز ظهور آشكار دارد. به فرموده پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم: یكون فى امتى المهدى... یتنعم امتى فى زمانه نعمیاً لم یتنعموا مثله قطّ، البرّ و الفاجر، یرسل السماء علیهم مدراراً و لا تدّخر الارض شیئاً من نباتها(12)؛ در امت من، مهدى قیام كند... و در زمان او، مردم به رفاه و نعمت‏هایى دست مى‏یابند كه در هیچ زمانى دست نیافته باشند. همه چه نیكوكار و چه بدكار از آن جمله‏اند. آسمان باران رحمتش را بر آنان ببارد و زمین چیزى از روئیدنى‏هاى خود را پنهان ندارد.



»

 

نوشته شده توسط در شنبه 17 بهمن 1388

نظرات ()

 

راه شناخت حضرت مهدى(عج)

براى شناخت حضرت مهدى (علیه السلام) و ویژگی هاى شخصى و كیفیت غیبت و ظهور او هیچ وسیله اى بهتر از آیات شریفه قرآن كریم و روایات معصومین (علیهم السلام)نیست. با اینكه در این زمینه و با اتكاى به همین آیات و روایات، بیش از هزار كتاب و رساله نوشته شده است بازهم به طور یقین می توان گفت كه در تمامى آنها، جز بخش كوچكى از معارف مربوط به این آخرین ذخیره الهى، تبیین نشده است. زیرا ابعاد وجودى او را ـ همچنان كه در باره امیرالمؤمنین (علیه السلام)فرموده اند ـ كسى جز خدا و پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)به تمام و كمال نشناسد. و باز كلام خدا و پیامبر و اهلبیت را هركسى به درستى فهم نتواند كرد. در این مقوله اشاره به دو آیه می كنیم كه در وصف امام زمان آمده است.
ـ امام صادق (علیه السلام) فرمود: «آیه «أمّن یجیب المظطرّ اذا دعاه و یكشف السّوء و یجعلكم خلفاء الأرض» در باره قائم از آل محمد(صلى الله علیه وآله وسلم) نازل شده است. به خدا سوگند، او همان مضطرّ درمانده اى است كه چون در مقام ابراهیم دو ركعت نماز گزارد و فرج خویش از خدا بخواهد، خداوند دعایش را اجابت كند و بدیها را برطرف سازد و او را در زمین خلیفه قرار دهد.» 
امام باقر (علیه السلام) در باره آیه شریفه «و قل جاء الحق و زهق الباطل إن الباطل كان زهوقاً» فرمود: 
«زمانى كه قائم(علیه السلام) قیام نماید، دولت باطل از بین خواهد رفت.» 
دلیل نامگذاری امام زمان(عج) به قائم آل محمد
ـ امام باقر(علیه السلام) در وجه نامگذارى حضرت «مهدى (علیه السلام)» به «قائم آل محمد(صلى الله علیه وآله وسلم)» حدیثى قدسى روایت فرمود: «زمانى كه جدم حسین كه صلوات خدا بر او باد به شهادت رسید، فرشتگان با گریه و زارى به درگاه خداوند عزوجلّ نالیدند و گفتند: پروردگارا! آیا از آنان كه برگزیده و فرزند برگزیده تو را، و امام انتخاب شده از بین خلق را كشتند، در می گذرى؟! 

خداوند به آنان وحى فرمود كه: «فرشتگان من آرام گیرید. سوگند به عزّت و جلالم كه از آنان انتقام می گیرم اگرچه بعد از گذشت زمانى طولانى باشد.» سپس فرزندان از نسل حسین (علیه السلام) را كه پس از او به امامت می رسند به ملائكه نشان داد و آنان شاد شدند.

صاحبدل-منبع:http://www.tebyan-hamedan.ir




»

 

نوشته شده توسط در شنبه 17 بهمن 1388

نظرات ()

 

به نام اوکه خالق یاس و نرگس است

به نام او که خالق یاس ونرگس است

یا رب المهدی بحق المهدی اشف صدر المهدی بظهور الحجت

ای روح دعا سلام مهدی

1170 بهار وخزان گذشت ونیامدی0سالهاست نگاهم پشت پنجره ای که متعلق به فرداست قاب گردیده وگرد وغبار هجران برآن سایه افکنده0

عمری است که برای آمدنت بی قرارم0 یابن الزهرا،ببین از فراقت سخت بارانیم0 ببین ثانیه ها چگونه از هجر تو بغض کرده وبه هق هق افتاده اند0

آقا جان!حیف نیست ماه شب چهادره پشت ابرهای تیره وپاره پاره پنهان بماند،حیف نیست دیده را شوق وصا ل باشد ولی فروغ دیده نباشد0

بیا وقرار دل بیقرارم شو0 بیا وصداقت آینه را به زلال آبی نگاهت پیوند بزن0 بیا تا سر به دامانت بگذارم وعقده های چندین ساله ام را باز کنم0 تو که معنای سبز لحظه هایی بیا تو که ترنم الطاف حق تعالی بیا0

بیا که از هجرت چون اسپندی بر آتشم0 یوسف فاطمه!کی طنین دلنواز انا بقیه ا000 تو از کعبه مقصود جانها را معطر می نماید0 کی کعبه به خود می بالد وزمین بر قامت دلربایت طواف عشق می گزارد وجان در سعی وصفای نگاه تو محرم می شود ومناسک حج وقربان را بجای می آورد0 برای آمدنت تمام دلهای عشاق دنیا را به ضریح چشمهای قشنگ وعباس گونه ات گره زده ایم ودر مراسم اعتکاف شبهای فراق برای گرفتن حاجتمان دست به دعا برداشته ایم0 آقا جان برای آن لحظه که سبز پوش با پرچم یالثارات الحسین در انتهای افق غباری بپا می شود وتو با ذوالفقار حیدر وسوار بر اسب سفید قصه ها می آیی لحظه ها را بدست باد می سپارم0

بگذار صادقانه بگویم که کهانسالترین آرزوی دلم آرزوی وصال توست!آرزویی که برای بدست آوردنش تمام کلافهای عمرم را به بازار معشوق فروشان برده ام وخودم را در جرگه خریداران یوسف زهرا(س) قرار داده ام0

نازنینم!تو زیبا ترین دلیل برای شبهای قدر وشب زنده داریهای منی تو ضیاعین ودلیل امن یجیب منی 0

آقا جان! می خواهم برایت قصه بگویم 0 قصه سیب وگندم ومردی که سالهاست در میان مردم چشمم ایستاده،قصه خوشه خوشه انتظار وچشمانی که درو میکنند،قصه باران وسطرهایی که دلواپس پونه هاست،قصه اسب وخیال آمدن تو در باران،قصه هایی که مشق هر شب من است0

کاش می شد واژه ها را شست وانتظارراتفسیر کرد ولی افسوس000

میدانی مرز انتظار کجاست!؟آنجا که قطره اشک منتظری سدی از دلواپسی ساخته وقطره قطره انتظار را ذخیره می کند،آنجا که وجودش چون جرعه ای آب از تشنه ای رفع عطش می کند آنگاه که می فرماید اگر شیعیان ما مرا به اندازه قطره ای آب بخواهند هر لحظه ظهور من نزدیکتر می شد0

حس می کنم نزدیکی آنقدر نزدیک که با آمدن یک نسیم تو را احساس کرد وبویید0

خوب می دانم که آخر دل سنگ وطلسم نحس قصه را می شکنی وآنگاه زمان وصل وجان نثاری می رسد0

پس بیا از پس کوچه های انتظار ،بیا که شعرهایم بی قافیه مانده اند،بیا که با آمدنت گم میشود در تبسم تو بغض چندین ساله ام،بیا که غزلهایم مضمون ندارند ومثنوی عشق نا تمام است0

محبوبم!هر روز که میگذردبیشتر از قبل دلم برایت تنگ می شود0 عشق تو سراسر وجودم را فرا گرفته و اگر دلم را بشکافی بر لوح آن نام تو هگ گردیده وکنون ای بهار عشق!می ترسم از خزان عمرترسم از ندیدن است بگو که تا خزان من آیا فرصت بهار دیدن است؟

یابن الزهرا!"لیت شعری أین استقرت بک النوی"0 کاش میدانستم که کجا وکی دلها به ظهور تو آرام خواهند گرفت0

بنفسی أنت!

به جانم سوگند که تا طلوع صبح صادق به انتظارت خواهم ماند ولحظه ها را با تمام سنگینی به دوش می کشم وسکوت ثانیه ها را به ازای فریاد زمان تحمل می کنم فقط برای رسیدن به لحظه با شکوه وصا لت0

آقا جان!

دروادی انتظار زمان را بنگر که چگونه از هجر تو همچون شمع ذره ذره آب می گردد0 کی می آیی که قطره ها به دریا بپیوندند؟خیبر گشای فاطمه(س) کی می آیی؟

کی می آیی که کران تا بیکران دلم را برایت چراغانی کنم وچشمانم را فرش قدومت نمایم؟

بیا که بهار بی صبرانه مشتاق آمدن توست وقلبم جویبار اشکهایی که هرروز وشب برای فراق تو ریخته می شوند0

یاس سفیدم!بیا که با ظهورت آیه"والنهار اذا تجلی" تأویل گردد0 بیا که چشمه سار وجودم سخت خشکیده وفریاد العطش برآورده،بیا تا از نرگس چشمانت عطری برای سجاده ام بگیرم0بیا ومرا زائر شهر قاصدکها کن،بیا000

دلم برای ورود هر عشقی غیر از عشق تو بن بست است ودیده ام جز برای فراق تو نمی بارد0 بیا که هجر توآیه"ان عذابی لشدید" را تفسیر می نماید0 آقا جان!بحق کوچه وچادر خاکی بیا،بیا که سید علی ماتنهاست وچاهی ندارد که غصه هایش را بااو در میان بگذارد0 بیا ورأس سبز شاپرکهایی باش که در جستجوی قبر یاس سرگردان کوچه های هاشمیند0

ای پیدا ترین پنهان من!

تا تو بیایی مروارید چشمانم رابرای سلامتیت صدقه می دهم وبرای آمدنت روزه سکوت می گیرم وبا جام وصال تو افطار می نمایم0 نذر کرده ام که بیایی تا جان شیرین را فرش قدمها یت نمایم0 پس بیا که نذر خود را ادا کنم0

ای آفتاب عمر!

تا تو بیایی انتظار را قاب میکنم وبر لوح دلم می کوبم0 فریاد را حبس می کنم وبه سکوت اجازه حضور می دهم0 در نبود تو جام تلخ فراق را سر می کشم وسر به دوش هجران می نهم وبرای آمدنت دعا می کنم0 به امید آنروز هزار وصد وهفتادمین شمع را روشن می کنیم ومنتظرت می مانیم0

به خدای کعبه می سپارمت وسبد سبد نرگس ویاس چشم براهی میکنم0

کاش می شد که خدا

اجازه ظهورت می داد

کاش می شد

که در این دیار غربت

ومیان موج غمها

به سکوت سرد وسنگین

رخصت خاتمه می داد

کاش می شد

جمعه ما

شاهد ابروی زیبای تو می شد

دیده نا قابل ما

فرش کیسوی تو می شد

کاش می شد

انتظار منتظر بپایان رسد

وهوا میزبان یاسها و

نسترنها

خاک پای مهدی زهرا شود

کاش می شد

تو هم از انتظار خسته شوی و

برای فرج دعا کنی

کاش می شد000

                          سعید پادری  

 



»

 

نوشته شده توسط در جمعه 16 بهمن 1388

نظرات ()

 

امتیازات حكومت مورد نظر اسلام و حكومت جهانی امام مهدی (عج) دربرابر جهانى‏سازى دنیا توسط غربی ها



تا دیروز، تشكیل حكومت واحد جهانى تحت نظر امام معصوم، براى دنیا قابل پذیرش نبود و آن را به صورت امرى عجیب و باورنكردنى مطرح مى‏كردند، ولى امروزه، خود، آن را به صورت قطعى و امرى اجتناب‏ناپذیر مى‏دانند. بنابراین، جهان، به تدریج، خود را براى پذیرش حكومت واحد جهانى آماده مى‏سازد، زمینه‏ى فكرى بشر براى اجراى این طرح مهیا مى‏شود. اگر تا دیورز، حكومت واحد جهانى، صرفاً یك عقیده‏ى اسلامى شیعى بود، امروز، انان هستند كه انسان‏ها را به پذیرش و اجراى این طرح كه امرى ضرورى و حیاتى است، دعوت مى‏كنند و موضوع جهانى‏سازى چیزى غیر از این نیست

1- حكومت واحد جهانى اسلامى، تحت رهبرى افراد صالح و وارسته و شخصیّت‏هاى برجسته‏ى دینى كه معصوم از خطا و یا تالى تِلوِ معصوم‏اند، ایجاد مى‏شود و قانون خدا در آن جامعه حاكم است، ولى حكومت واحد جهانى پیشنهادى، تحت نظر و اشراف قدرت‏مندان و زورمداران و ستمگران ایجاد مى‏شود.
شاید این مدّعا، حق وتویى است كه آنان براى خود در سازمان ملل گذاشته‏اند. توضیح آن‏كه جهانی شدن، به سازمان ملل احتیاج دارد، لذا سازمان ملل به وجود آمد. طبیعى بود كه در دنیاى مرتبط و دنیایى كه خطر جنگ و نزاع و كشمكش آن را تهید مى‏كرد، سازمان ملل براى پیشبرد اهداف‏اش نیاز به چیزى داشت كه منشور ملل نام گرفت، وفى آنان دخالت كردند و حقوق بشرى نوشتند كه منافع ناعادلانه آنان را تأمین كند، قدرت‏هایى مانند آمریكا، انگلیس، فرانسه و... دست به دست هم دادند و امتیازى به نام »حق وتو« را براى خود قرار دادند. تا در مقابل تصمیمات عاقلانه‏ى دنیا كه مخالف منافع آنان است، بایستند!

حق وتو حقّى ظالمانه و خطرناك است كه آنان براى خود قرار داده‏اند. در حكومت واحد جهانى و در خانواده‏ى بزرگ بشریّت كسانى كه سرتاپا اسیر هواى نفس‏اند و از لحاظ اخلاقى منحط و ذلیل‏اند و نمى‏توانند فراتر از تعصبات خود عمل كنند و بسیار مغرور و ظالم و متعصب‏اند و همه‏ى بشریّت را در خدمت خود مى‏بینند، »حق وتو« دارند. این حقّ وتو، سبب مى‏شود كه جهان را به دوران دیكتاتورى اوّل برگردانند و قانون جنگل را حاكم كنند كه هر كس زورش بیش‏تر است، باقى بماند و ضعیف‏ترها نابود شوند؛ یعنى، همان چیزى كه امروزه شاید آنیم و »وتو«هایى كه امریكا به نفع اسراییل و بر ضرر فسلطینیان ستمدیده در سازمان ملل اعمال مى‏كند.

اینجا است كه مى‏گوییم، حكومت جهانى پیشنهادى آنان، یا محّقق پیدا نمى‏كند و اگر هم تحقّق پیدا كند، هیچ ضمانت اجرایى براى اجراى صحیحى آن در جهت منافع و سعادت و رفاه بشر وجود ندارد.

2- امتیاز دیگر جامعه‏ى جهانى اسلامى، بر جهانى‏شدن، این است كه محور تمام یك مورد در این جامعه، خدا و احكام خدا است و تعالیم اسلامى براى ادارهى جامعه‏ى جهانى كافى است، ولى در جهانى شدن و جهانى‏سازى. محور، قوانین موضوعه‏ى بشرى و الحاد و حاكمیّت سكولاریسم است.

3- در حكومت جهانى حضرت مهدى)عجّل‏اللّه‏تعالى‏فرجه‏الشّریف( دین اسلام، تنها دین حاكم بر جهان خواهد بود، چنان‏كه دین و سیاست نیز از هم تفكیك ناپذیرند و بلكه سیاست و حكومت؛ در خدمت دین و اهداف متعالى آن است، در صورتى كه در وضعیت جهانى‏شدن، دین، مخصوصاً اسلام، جایگاه روشنى ندارد.

4- در حكومت جهانى حضرت مهدى)عجّل‏اللّه‏تعالى‏فرجه‏الشّریف( قرآن، محور زندگى بشر قرار مى‏گیرد. حضرت على )علیه‏السلام( فرمود: »وَیَعَطِفُ الرأىَ عَلَى القرآنِ اذا عَطَفُو القَرآنَ عَلَى الرأىِ؛ در آن هنگام كه مدرم قرآن را به رأى خود تفسیر كنند، امام زمان)عجّل‏اللّه‏تعالى‏فرجه‏الشّریف(، اراء و نظر مدرم را تابع قرآن قرار خواهد داد.«.

از این كلام امیرالمؤمنین)علیه‏السّلام( استفاده مى‏شود كه در عصر حكومت مهدى)عجّل‏اللّه‏تعالى‏فرجه‏الشّریف( محور همه چیز و همه آراء و عقاید، قرآن خواهد بود، در حالى كه در وضعیّت جهانى شدن، نه تنها قرآن، در جامعه‏ى بشرى محور نیست، بلكه كوشش مى‏شود كه قرآن از صحنه خارج شود و اگر هم در برخى از جوامع، حضور كم‏رنگى دارد، سعى مى‏شود كه آیات قرآن را طبق نظر خود تفسیر كنند.

5- حكومت جهانى امام مهدى)عجّل‏اللّه‏تعالى‏فرجه‏الشّریف( بر محور توسعه‏ى اخلاقى، اجتماعى، امنیّتى استوار است، در حالى كه جهان كنونى ما، از بحران معنویّت در رنج است، و امنیّت نیز چه در سطوح فردى و چه سطوح عمومى و ملّى و جهانى، به خطر افتاده است و از طرفى آن‏چه به عنوان اهرم قدرت است، براى كشورهاى قدرت‏مند به رسمیّت شناخته شده است.

6- توسعه‏ى علمى، از ویژگى‏هاى بارز حكومت جهانى امام مهدى)عجّل‏اللّه‏تعالى‏فرجه‏الشّریف( است در حدیث شریف از امام صادق)علیه‏السّلام( مى‏خوانیم: اَلَعِلَمُ سَبْعَةَ وَعْشِرُوْنَ حَرْفاً فَجَمیعُ ما جاءت بِهِ الرسُلُ، حَرْفانِ، فَلَمْ یَعرفِ الناسَ حَتَّى الَیَوْمَ غیرالْحَرْفَیْنِ فَإذا قامَ قائِمُنا خَرَجَ الْخَمْسةَ وَالْعشْرىَ حَرْفاً فَبَثَّها فی النَّاسِ وَضَمَّ إلَیتها الْحَرْفَیْنُ حَتَّى یَبَثَّها سَبْعَةَ وَ عِشْرْینَ حَرَفاً؛ علم و دانش، بیست و هفت حرف است. تمام آن چه پیامبران الهى براى مدرم آوردند، دو حرف بیش‏نبود و مردم تاكنون جز آن دو حرف را نشناخته‏اند، امّا هنگامى كه قائم ما قایام كند، بیست و پنج حرف دیگر را آشكار و در میان مردم منتشر مى‏سازد و دو حرف دیگر را با آن ضمیمه مى‏كند تا بیست و هفت حرف، كام و منتشر گردد.« در عصر جهانى‏شدن، دانش پیشرفته، در انحصار كشورهاى خاصّى است و این كشورهاى از انتقال آن به كشورهاى دیگر جلوگیرى مى‏كنند.

7- حكومت جهانى حضرت مهدى)عجّل‏اللّه‏تعالى‏فرجه‏الشّریف( حكومتى است مبتنى بر آموزه‏هاى حیاتى و دینى. در حالى كه جهانى شدن، پیامد و حاصل آگاهانه و ناآگاهانه پیشرفت‏هاى سیاسى، اقتصادى. فن‏آورى، و در اترابط با نظام سرمایه‏دارى و سلطه‏طلبى است.

8- حكومت واحد جهانى حضرت مهدى)عجّل‏اللّه‏تعالى‏فرجه‏الشّریف( مشروعیّت خود را از خدا دارد و به تعبیر دیگر، حكومت ولایى است كه حاكم آن از طرف خدا منصوب است و از ناحیه‏ى مردم نیز مورد پذیرش است؛ یعنى، حكومتى است كه از یك‏سو مبتنى بر تأیید الهى است و از سوى دیگر، مورد رضایت مردم است، در حالى كه در جهانى شدن، مشروعیّت حكومت جهانى، از ناحیه‏ى مردم است، آن هم با هزاران فریب‏كارى كه در گرفتن آراى مردم به كار مى‏رود.

9- حكومت واحد جهانى حضرت مهدى)عجّل‏اللّه‏تعالى‏فرجه‏الشّریف( بر مبناى حاكمیّت عقل است؛ زیرا، عقل انسان‏ها، در عصر ظهور، به كمال مى‏رسد. در حالى كه حكومت بر اساس جهانى شدن، بر منابى هواهاى نفسانى و تمایلات حیوانى شكل مى‏گیرد

و

.

.

.

اللهم عجل لولیك الفرج

http://www.emam12.com

ایمان زاهدی



»

 

نوشته شده توسط در یکشنبه 11 بهمن 1388

نظرات ()

 

امام مهدی(ع) در کلام امام حسین(ع)

امام مهدی(ع) در کلام امام حسین(ع)

وجود مقدس حضرت بقیة الله الاعظم ، اروحناله الفداء، در معارف به عنوان «خونخواه کشته کربلا» (1) شناخته شده و شیعیان همراهی با آن امام منصور برای گرفتن انتقام خون حسین(ع) و یارانش را یکی از آرزوهای بزرگ خود می دانند، (2) تا جایی که در هر عاشورا به یکدیگر اینگونه سر سلامتی می دهند:

«اعظم الله اجورنا بمصابنا بالحسین(ع)و جعلنا و ایاکم من الطالبین بثاره مع ولیه الامام المهدی من آل محمد:» (3)

خداوند پاداش ما را در عزای مصیبت حسین(ع) بزرگ گرداند و او شما را از جمله کسانی که به همراه ولی اش امام مهدی از آل محمد: به خونخواهی او برمی خیزند قرار دهد.

در یک کلام نام حسین(ع) و مهدی(ع) برای شیعیان یادآور یک حکایت ناتمام است، حکایتی که آغازگر آن حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و پایان بخش آن حضرت بقیة الله الاعظم (ع) است.

در هر حال از آنجا که در اذهان شیعیان این دو وجود مقدس از قرابت و ارتباطی جدایی ناپذیر برخوردارند. از همین رو مناسب دیدیم که در ایام عزای سرور آزادگان به بخشی از معارف ارزشمندی که از آن حضرت در ارتباط با فرزند ارجمندش حضرت مهدی(ع) رسیده است اشاره کنیم:

1. نسب مهدی(ع)

حضرت اباعبدالله الحسین(ع) در روایتهای متعددی به این موضوع که حضرت مهدی(ع) از فرزندان و نوادگان ایشان است اشاره کرده اند که از جمله آنها روایتی است که در زیر آمده است:

«دخلت علی جدی رسول الله (ص) فاجلسنی علی فخذه و قال لی: ان الله اختار من صلبک یا حسین تسعة ائمة، تاسعهم قائمهم، و کلهم فی الفضل والمنزلة عندالله سواء» (4)

بر جدم رسول خدا، که درود و سلام خدا بر او باد، وارد شدم، پس ایشان مرا بر زانوی خود نشانده و فرمود: ای حسین! خداوند از نسل تو نه امام را برگزیده است که نهمین نفر از ایشان قیام کننده آنهاست و همه آنان در پیشگاه خداوند از نظر فضیلت و جایگاه برابر هستند.

این موضوع که قائم آل محمد(ص) از نسل حسین(ع) و نهمین نواده اوست در روایات بسیاری ، که از طریق شیعه و اهل سنت روایت شده، آمده است و هر گونه شک و تردید نسبت به نام و نشان و مشخصات موعود آخرالزمان وآخرین ذخیره الهی را برطرف می سازد.

«دخلت علی النبی (ص)فاذاالحسین علی فخذه و هو یقبل عینیه وفاه و یقول: انت سیدابن سیدانت، امام ابن امام، نت حجة ابن حجة، ابوحجج تسعة من صلبک تاسعهم قائمهم.» (5)

بر پیامبر خدا وارد شدم و دیدم که آن حضرت در حالی که حسین را بر زانوی خود نشانده بر چشمها و دهان او بوسه می زند و می فرماید: تو آقایی فرزند آقایی ، تو امامی فرزند امامی، تو حجتی فرزند حجتی ، تو پدر حجتهای نه گانه ای، از نسل تو نهمین حجت و قیام کننده آنان بر خواهد خاست.

2. عدالت گستری مهدی(ع)

عدالت و تشکیل جامعه ای بر اساس عدل از آرمانهای همیشگی بشر بوده و در طول هزاران سالی که از زندگی انسان بر کره خاک می گذرد و صدها و هزاران نفر در پی تحقق این آرمان، بشریت خسته از ظلم و ستم را به دنبال خود کشیده اند، اما جز در مقاطع کوتاهی از زندگی بشر و آن هم در سرزمینهای محدود هرگز این آرمان بدرستی تحقق نیافته و هنوز هم عدالت آرزویی دست نیافتنی برای انسان عصر حاضر است.

با توجه به همین موضوع در روایتهایی که از پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم شیعه: وارد شده، گسترش عدالت و از بین بردن ظلم را یکی از بزرگترین رسالتهای امام مهدی(ع) بر شمرده و تحقق عدالت واقعی را تنها در سایه حکومت او امکان پذیر دانسته اند.

از جمله این روایتها روایتی است که از حضرت اباعبدالله الحسین(ع) نقل شده و در آن آمده است:

«لولم یبق من الدنیاالا یوم واحد، لطول الله عزوجل ذلک الیوم حتی یخرج رجل من ولدی، فیملاها عدلا و قسطا کما ملئت جورا و ظلما، کذلک سمعت رسول الله (ص) یقول » (6)

اگر از عمر دنیا تنها یک روز باقی مانده باشد و خداوند آن روز را چنان طولانی می گرداند که مردی از فرزندان من قیام کند و دنیا را پس از آنکه از ظلم و ستم پر شده بود پر از عدل و داد نماید، من این سخن را از رسول خدا، که درود و سلام خداوند بر او باد، شنیدم.

پیامبر گرامی اسلامی (ص) نیز قیام عدالت گستر نهمین فرزند امام حسین(ع) را چنین بیان می کنند:

«... و جعل من صلب الحسین(ع) ائمة یقومون بامری ...التاسع منهم قائم اهل بیتی، مهدی امتی، اشبه الناس بی فی، شمائله واقواله و افعاله، یظهر بعد غیبتة طویلة و حیرة مظلة ، فیعلن امرالله و یظهر دین الله ...فیملاالارض قسطا و عدلا ، کما ملئت جورا و ظلما.» (7)

... خداوند از فرزندان امام حسین ، امامانی قرار داده است که امر (راه و روش آیین) مرا بر پا می دارند. نهم آنان قائم خاندان من مهدی امتم می باشد. او شبیه ترین مردمان است به من در سیما و گفتار و کردار . پس از غیبتی طولانی و سرگردانی و سردرگمی مردم ، ظاهر می شود ، آنگاه امر (آیین) خدا را آشکار می سازد... پس زمین را از عدل و داد لبریز می کند پس از آنکه از ستم و بیداد لبریز شده باشد.

3. صابران در غیبت مهدی(ع)

یکی از ارکان انتظار فرج صبر و پایداری است و انسان منتظر در واقع کسی است که همه سختیها و ناملایمات را به امید رسیدن به آرمان بلند خویش تحمل می کند و از فشار و تهدید زورگویان و طعنه و تکذیب نابخردان هراس به دل راه نمی دهد، از همین رو در روایات صبر و انتظار همواره قرین یکدیگر بوده و فضیلت بسیاری برای صبرپیشگان در زمان غیبت بر شمرده شده است.

حضرت سیدالشهداء (ع) که خود والاترین مظهر صبر و مقاومت در راه ادای تکلیف الهی است در بیان مقام منتظرانی که صبر و شکیبایی پیشه ساخته و بر آرمان خویش پایداری می ورزند می فرماید:

«منا اثنا عشر مهدیا، اولهم امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب، و آخرهم التاسع من ولدی، و هوالقائم بالحق، یحیی الله به الارض بعد موتها، و یظهر به دین الحق علی الدین کله، ولو کره المشرکون. له غیبة یرتد فیهااقوام و یثبت فیها علی الدین آخرون، فیؤذون و یقال لهم: «متی هذاالوعد ان کنتم صادقین »،اما ان الصابر فی غیبته علی الاذی و التکذیب بمنزلة المجاهدبالسیف بین یدی رسول الله (ص)» (8)

در میان ما اهل بیت دوازده مهدی وجود دارد که اولین آنها امیرمؤمنان علی بن ابی طالب(ع) و آخرین آنها نهمین فرزند من است. و اوست قیام کننده به حق ، خداوند به وسیله او زمین را پس از آنکه مرده است زنده می کند و دین حق را به دست او بر همه ادیان غلبه می دهد، اگر چه مشرکان نپسندند. برای او غیبتی است که گروهی در آن از دین خدا بر می گردند و گروهی دیگر بر دین خود ثابت می مانند، که این گروه را اذیت کرده و به آنها می گویند:

«پس این وعده چه شد اگر راست می گویید؟» آگاه باشید آنکه در زمان غیبت او بر آزار و اذیت و تکذیب صبر کند همانند کسی است که در مقابل رسول خدا(ص) با شمشیر به جهاد برخاسته است.

شاید بتوان گفت فضیلتهای بی شماری در روایات ما که برای منتظران فرج بر شمرده اند به اعتبار همین صبر و شکیبایی و تحمل مشکلاتی است که منتظران واقعی فرج بر خود هموار می کنند. چنانکه در روایتی که از امام صادق(ع) وارد شده، آمده است:

«...فلا یستفرنک الشیطان، فان العزة لله ولرسوله وللمؤمنین، و لکن المنافقین لایعلمون ، الا تعلم ان من انتظر امرنا و صبر علی ، یری من الاذی والخوف، هو غدا فی زمرتنا...» (9)

شیطان تو را تحریک نکند. زیرا که عزت از آن خدا و پیامبر و مؤمنان است لیکن منافقان نمی دانند ، آیا نمی دانی کسی که منتظر امر ما (حاکمیت اجتماعی آرمانی ما) باشد، و بر بیمها و آزارهایی که می بیند شکیبایی ورزد، در روز بازپسین در کنار ما خواهد بود...

4. خصال مهدی(ع)

حضرت مهدی(ع) عصار و فشرده عالم هستی (10) و وارث همه انبیاء اولیاء الهی است، و خداوند متعال همه خصال نیکویی را که در بندگان صالح پیش از او وجود داشته، در آن حضرت جمع کرده است. به بیان دیگر آنچه خوبان همه دارند او به تنهایی دارد.

در زمینه آنچه گفته شد روایتهای بسیاری وارد شده که از جمله آنها می توان به روایت زیر که از حضرت اباعبدالله الحسین(ع) نقل شده اشاره کرد:

«فی القائم منا سنن من الانبیاء: سنة من نوح، و سنة من ابراهیم ، و سنة من موسی و سنة من عیسی ، و سنة من ایوب و سنة من محمد(ص) . فاما من نوح: فطول العمر; واما من ابراهیم: فخفاءالولادة و اعتزال الناس; واما من موسی: فالخوف والغیبة; و اما من عیسی: فاختلاف الناس فیه، واما من ایوب: فالفرج بعدالبلوی; واما من محمد(ص) فالخروج بالسیف.» (11)

در قائم ما (اهل بیت) سنتهایی از پیامبران الهی وجود دارد; سنتی از نوح ، سنتی از ابراهیم ، سنتی از عیسی ، سنتی از ایوب: و سنتی از محمد(ص) از نوح طول عمر، از ابراهیم پوشیده ماندن ولادت و کناره گیری از مردم ، از موسی، ترس و غیبت از جامعه ، از عیسی اختلاف مردم درباره او، از ایوب گشایش بعد از سختیها و بلایا، و از محمد(ص) قیام با شمشیر را .

پی نوشتها:

1. ر. ک: قمی ، شیخ عباس ، مفاتیح الجنان ، دعای ندبه ، اصل عبارتی که در دعای مزبور آمده چنین است:

«این الطالب بدم المقتول بکربلاء»

2. ر. ک: همان ، زیارت امام حسین(ع) در روز عاشورا. در بخشی از زیارت یادشده چنین آمده است: «فاسئل الله الذی اکرم مقامک و اکرمنی ان یرزقنی طلب ثارک مع امام منصور من اهل بیت محمد:»

3. همان جا

4. القندوزی، سلیمان بن ابراهیم ، ینابیع المودة ، نجف ، مکتبة الحیدریة، 1411 ق ، ص 590 ، به نقل از: موسوعة کلمات الامام الحسین(ع)، قم ، دارالمعروف ، 1415 ق ، ص 659 ، ح 688 .

5. حسینی ترمذی ، محمد صالح ، مناقب مرتضوی ، ص 139 ، به نقل از: قرشی،علی اکبر، اتفاق در مهدی موعود7، ص 35

6.الشیخ الصدوق،ابوجعفرمحمدبن علی بن الحسین، کمال الدین و تمام النعمة، تهران، دارالکتب الاسلامیة،1359 ق، ج 1 ، ص 317 ، ح 4; به نقل از موسوعة کلمات الامام الحسین، ص 661، ح 693 .

7. همان ، ج 1، ص 257 ، به نقل از: حکیمی، محمد ، عصر زندگی و چگونگی آینده انسان و اسلام، قم ، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم ، 1374 ، صص 36-35.

8 . همان ، ج 1، ص 317 ، به نقل از موسوعة کلمات الامام الحسین، صص 666- 655، ح 703.

9. الکلینی ، محمدبن یعقوب، الکافی ، ج 8 ، ص 37، به نقل از حکیمی،محمد، همان، ص 293 .

10. در برخی از تفاسیر کلمه «والعصر» به وجود حضرت مهدی(ع) تفسیر شده است.

11. علم الیقین ، ج 2 ، ص 793 ، به نقل از موسوعة کلمات الامام الحسین(ع) ، صص 669- 668، ح 710 .

 

مجتبی عدالت پور



»

 

نوشته شده توسط در جمعه 9 بهمن 1388

نظرات ()

 

طول عمر امام زمان (عج)


موضوعی که همیشه درباره مهدی موعود علیه السلام مورد سئوال قرار می گیرد ، طول عمر ایشان است . حال می خواهیم بدانیم ، طول عمر، از نظر دلایل عقلی، قوانین زیست شناسی ، تجربه بشری ، واقعیات تاریخی و قوانین طبیعی چگونه است ؟




» ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط در سه شنبه 6 بهمن 1388

نظرات ()

 

امام زمان(عج) از دیدگاه قرآن

مفسران با استناد به روایات، آیات بسیار زیادی را بر امام زمان(عج) تطبیق داده و ایشان را مصداق اكمل آن آیات دانسته اند؛ كه به سه آیه اشاره میشود: 
1ـ «و نُریدُ اَنَّ نَمُنُّ علی الذینَ استضعفوا فی الأرض و نَجعَلُهُم أئمة و نَجعَلُهُم الوارثین» یعنی اراده كرده ایم كه بر آن طایفه ضعیف نگاهداشته شده در آن سرزمین منت گذارده و آنها را پیشوایان خلق قرار دهیم و وارث ملك و جاه گردانیم.(قصص/5) در برخی از روایات، این آیه بر ظهور امام زمان(عج) تطبیق داده شده است؛ از جمله حضرت علی(ع) كه در باره این آیه میفرمایند: مراد آل محمد(ص) میباشد كه ....

 خداوند مهدی(عج) ایشان را بعد از سختی هایشان ظاهر كرده و باعث عزت آنها و ذلت دشمنانشان میشود. (تفسیر نورالثقلین، عبدعلی حویزی، ج4، ص110) 

2ـ «وَعَد الله الذین آمنوا منكم و عملوا الصالحات لیستخلفنّهم فی الأرض …» یعنی خداوند به كسانی از شما بندگان كه ایمان آورد و نیكوكار گردد وعده فرمود كه در زمین خلافت دهد.(نور/55) كه روایات مصداق اكمل این خلافت را دوران ظهور امام زمان(عج) معرفی مینماید؛ از جمله امام صادق(ع) بعد از خواندن این آیه فرمود: مراد از آن حضرت قائم(عج) و اصحاب حضرت میباشند.(بحارالانوار، ج51، ص58، حدیث50) 

3ـ «و لقد كتبنا فی الزبور من بعد الذكر أن الأرض یرثها عبادی الصالحون» یعنی بعد از تورات در زبور داود نوشتیم كه حتماً بندگان نیكوكار من وارث زمین خواهند شد.(انبیاء/105) امام باقر(ع)می فرماید: مراد این آیه اصحاب مهدی(عج) در آخر الزمان میباشند. 

نكته قابل توجه این است كه این گونه برداشتها از آیات قرآن كریم ناظر به جنبه تأویلی آیات است، و بر اساس آن مصداق آیات قرآنی محدود به یك مورد خاص نیست، و می تواند مصادیق و موارد متعددی را شامل شود. ولی آنچه مسلم و حتمی است این است كه تأویلات فوق، كه مستظهر به روایات معصومین است، از بارزترین مصادیق و مواردی است كه این آیات شریفه آنها را در بر می گیرد.
مرتضی گلی-منبعwww.mahdiesari.com


»

 

نوشته شده توسط در یکشنبه 20 دی 1388

نظرات ()

 

بهره مند شدن از برکات وجود مبارک امام زمان(عج) طبق آیات سوره ی قدر

طبق آیات 1 تا 5 سوره مبارکه قدر: «ما آن [قرآن] را در شب قدر نازل کردیم. و تو چه می دانی شب قدر چیست؟! شب قدر، بهتر از هزار ماه است. فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان برای [تقدیر] هر کاری نازل می شوند. شبی است سرشار از سلامت [و برکت و رحمت] تا طلوع سپیده.»

در سوره دخان نیز به این موضوع اشاره شده است. آنجا که می فرماید: «حم. سوگند به این کتاب روشنگر. که ما آن را در شبی پربرکت نازل کردیم. ما همواره انذارکننده بوده ایم. در آن شب هر امری بر اساس حکمت [الهی] تدبیر و جدا می گردد.

ماه رمضان تا روز قیامت تکرار می شود، و درنتیجه لیلةالقدر نیز تا روز قیامت استمرار دارد. پس نزول ملائکه و روح نیز در هر شب قدر تکرار می شود. سؤال این است: ملائکه و روح که در هر سال، شب قدر بر زمین فرود می آیند، بعد از رسول خدا بر چه کسی وارد می شوند؟ با تأمل و دقت پی می بریم که در هر زمان باید امامی کامل و معصوم وجود داشته باشد تا محلّ نزول ملائکه و روح گردد. امام باقر فرمود: «ای جماعت شیعه! با خصم خود به سوره ی (انا أنزلناه) محاجّه کنید که پیروز خواهید شد، پس سوگند به خدا که این سوره از برای حجت خداوند تبارک و تعالی بعد از رسول است. این سوره همانا مدرک دین شما و نهایت علم ما است. ای جماعت شیعه! با آیه ی (حم. والکتاب المبین ...) بحث کنید؛ زیرا این آیات اختصاص به والیان امر بعد رسول خدا دارد...».

و نیز فرمود: «به خدا سوگند، همانا هر کس تصدیق کند لیلةالقدر را، علم پیدا می کند که از برای ما است...».

امیر المؤمنین به ابن عباس فرمود: «همانا در هر سال لیلةالقدر است، در آن شب امر یکسال نازل می شود. برای آن والیانی است بعد از رسول خدا . ابن عباس می گوید عرض کردم: آنان چه کسانی هستند؟ حضرت فرمود: من و یازده نفر از صلب من که همگی امام و محدثند.»

رسول خدا به اصحاب خود فرمود: «به لیلةالقدر ایمان آورید؛ زیرا برای علی ابن ابی طالب و یازده فرزند بعد از اوست.»

منابع: کافی، ج1، صص 249، 252 و 253و 247و 248، ح 9/ کمال الدین، ج1، ص 280و 281، ح3.



»

 

نوشته شده توسط محمد رضا سهرابی در چهارشنبه 16 دی 1388

نظرات ()

 

حکمتی از حضرت علی

حضرت علی(ع)میفرمایند:

زن مانند عقربی است که نیش او شیرین است

 

نهج البلاغه



»
برچسب ها : حکمتی از حضرت علی

 

نوشته شده توسط محمد رضا سهرابی در چهارشنبه 16 دی 1388

نظرات ()

 

ارتباط مهدی (عج) با پایان سیر تاریخ

بیشتر فلاسفه‏ی پوزیتیویسم به ویژه مارکسیست‏ها در سده‏ی نوزدهم و بیستم، درباره‏ی سنت‏ها و مرحله‏های تاریخ به بحث پرداخته‏اند . 

بهترین دست آوردی که مارکسیسم، به اندیشه‏ی بشری تقدیم کرد، اصل جبر تاریخی (1) و کوشش برای کشف سنت‏ها و مراحل تاریخ، نیز اهمیت‏شناخت قوانین آن برای پیش‏بینی مسیر حرکت تاریخ و پی‏آمدهای آن بود . مارکسیسم درباره‏ی شناخت‏سنت‏های تاریخ و نقش آن در ارتقای بینش و آگاهی انسان و تاثیر فعالیت‏های مثبت در رویکرد مرحله‏ی تاریخی که انتظار آن می‏رود، نیز کاوش می‏کند . 

اما مارکسیسم با انکار وجود خدای متعال و تحریف دین الهی در برخورد و تعامل با پیامبران، گرفتار لغزش شد، که پی‏آمد آن، عدم موفقیت در کشف مراحل کلی حرکت تاریخ و شناخت‏سنت‏هایی است که مقطع کنونی و گذار را به مرحله‏ی آینده انتقال می‏دهد و در پایان محتومی نگه می‏دارد .




»

 

نوشته شده توسط در چهارشنبه 2 دی 1388

نظرات ()

 

نقش ایران در نقشه ظهور

نقش ایران در نقشة ظهور    

چند وقت پیش، وهّابیان مدّعی شدند فردی غیر هاشمی از بُرَیده صفاتش بر حضرت مهدی(ع) تطبیق می‌کند و او را نزد «بن باز» مفتی مشهور عربستان بردند. او هم از این مطلب استقبال کرد. بعد خودشان گفتند که در روایات آمده قیام مهدی از مشرق شروع شده، پس او را به افغانستان می‌بریم تا او از آنجا برنامه‌هایش را شروع کند.

گفت‌وگو با حجت‌الاسلام والمسلمین شیخ علی كورانی

اشاره:
استاد نویسندة محقّق حجّت‌السلام والمسلمین شیخ علی كورانی، از جمله صاحب‌نظران معدودی هستند كه در حوزة سرزمین‌های درگیر در عصر ظهور دارای اثر می‌باشند. خوانندگان گرامی پیش از این نیز گفت‌وگوهایی در همین موضوع را با این شخصیّت علمی و محقّق در مجلّه خوانده‌اند.
این بار دربارة موضوع مهم نقش ایران در واقعة مبارك ظهور به خدمتشان رسیدیم و صمیمانه به گفت‌وگو نشستیم كه ماحصل آن را به حضور همة خوانندگان عزیز موعود تقدیم می‌كنیم، باشد كه مورد قبول و استفاده واقع شود.


  • با تشکر از اینکه وقت خود را در اختیار ما گذاشتید. لطفاً برای آغاز گفت و گو بفرمایید در روایات چه نقشی برای ایرانیان یاد شده است؟

با تشکر از شما و مجلة محترم موعود؛ به طور مختصر ملاحظه می‌کنیم که در احادیث نبوی صحیح السند و مسلّم از ایرانیان تعریف و تمجید شده و دربارة نقش ایرانیان در فتوحات اسلام، رساندن اسلام به مردم جهان و عصر امام مهدی(ع) روایات متعدّدی وارد شده است. جالب اینجاست که در منابع اهل سنّت روایات بیشتری در این رابطه نقل شده است.

پیامبر اکرم(ص) در سال ششم هجری برای کسریٰ، خسروپرویز، نامه نوشتند. او عصبانی شد و نامة حضرت را پاره کرد. در برابر این ماجرا، پیامبر(ص) علیه کسری و نه ایران و ایرانیان صحبت نمودند، فرمودند: «مزّق الله ملکه کما مزّق کتابی؛ خداوند همان طور که نوشتة مرا پاره کرد حکومتش را پاره پاره کند». امّا آن حضرت(ص) دربارة مردم ایران هیچ نفرمودند، بلکه در روایات و نوبت‌های دیگری از ایرانیان به تعریف و تمجید یاد كردند. برای نمونه ابونعیم اصفهانی در حدیث صحیحی از ایشان روایت می‌کند که فرمودند: «خواب دیدم گوسفندان سیاهی در اطرافم بودند و پس از آن گوسفندان سفید زیادی آمدند به حدّی که گوسفندان سیاه گم شدند». ابوبکر این خواب را چنین تعبیر کرد که اوّل اعراب تابع شما می‌شوند و پس از آن ایرانیان. بنا بر نقل سنّیان، پیامبر(ص) فرمودند ابراهیم(ع) نیز خوابم را چنین تعبیر نمود.
 
حدیث «لو کان العلم و الإیمان بالثّریا لتناله رجالٌ من فارس؛ اگر علم و ایمان به ثریا درآویخته باشد، مردانی از فارس بدان دست خواهند یافت» را منابع بسیاری از اهل سنّت نقل کرده‌اند.1 احمد بن حنبل در مسندش می‌آورد: وقتی این آیه از سورة جمعه نازل شد که: «و آخرین منهم لمّا یلحقوا بهم و هو العزیز الحكیم؛2 و [نیز آن پیامبر را برانگیخت به سوی] دیگران از ایشان ـ مؤمنان ـ كه هنوز بدیشان نپیوسته‏اند و اوست توانای بی‏همتا و دانای با حكمت». یکی از اصحاب از رسول خدا(ص) پرسید این افرادی که هنوز نیامده‌اند چه کسانی هستند؟ حضرت پاسخ دادند: «لو کان الإیمان عند الثریّا لتناله رجالٌ من هولاء». در «صحیح» بخاری،3 «صحیح» مسلم4 و بسیاری دیگر منابع آمده که حضرت به شانة سلمان دست زدند و فرمودند: «قوم این شخص» و آنگاه از او و ایرانیان تعریف کردند.

همچنین این پیشگویی از ایشان نقل شده که فرمودند: شما ایران را فتح خواهید کرد امّا پس از تغییر و تحوّلاتی، آنان پرچم اسلام و تبلیغ اسلام را از دست شما خواهند گرفت». و امثال این احادیث از رسول خدا(ص) دربارة نقش ایرانیان و یمنی‌ها بسیار زیاد است که در این میان احادیث مربوط به ایرانیان بیشتر است.

دسته‌ای دیگر از روایات نیز از تفضیل و برتری ایرانیان نسبت به اعراب سخن گفته اند. به یاد اوّلین سال پس از پیروزی انقلاب امام خمینی (قدّس الله نفسه) افتادم که در آن ایّام یک نویسندة مصری در «روزنامة الصباح» نوشت: «النّبی یرشّح الفرس بقیادة الاُمّة الإسلامیّة؛ رسول اکرم(ص) ایرانیان را کاندیدای رهبری امّت اسلامی کرد».


  • ایرانیان چه نقشی در حوادث پیش از ظهور دارند؟

نقش ایرانیان برای زمینه‌سازی ظهور نیز در روایات، پررنگ ترسیم شده است. در میان تمام زمینه‌سازان و گروه‌های مختلف زمینه ساز، اوّلین نقش را ایرانیان بر عهده دارند. پس از آن گروه‌هایی دیده می‌شوند که مقابل یهود می‌ایستند؛ مانند گروهی در عراق که مقابل نواصب می‌ایستند و علاوه بر آنها از یمانی‌ها نیز صحبت به میان آمده که خیلی تصویر دقیقی دربارة آنان ارائه نشده و به عکس دربارة ایرانیان و زمینه‌سازی آنان برای انقلاب حضرت مهدی(ع) روایات متعدّدی ذیل حدود نه عنوان، به دست ما رسیده است:
ـ قوم سلمان؛
ـ سرزمین مشرق؛
ـ پرچم‌های مشرق؛
ـ پرچم‌های سیاه؛
ـ جبال طالقان؛
ـ اهل سبلان؛
ـ و ...

ابن مسعود به نقل حاکم در «مستدرک» نقل كرده است: نزد پیامبر(ص) نشسته بودیم و ایشان سرحال بودند. هر سؤالی می‌کردیم، پاسخ می‌دادند تا اینکه تعدادی از بچه‌ها در حال بازی كردن به مسجد آمدند و حسنین(ع) نیز در میان آنان بودند. تا پیامبر(ص) آنان را دیدند اشک از دیدگان مبارکشان جاری شد. آنان را در آغوش گرفته، می‌گریستند. از ایشان علّت را جویا شدیم که چه شد ناگهان این‌قدر حالتان عوض شد؟ ایشان فرمودند: «ما اهل بیتی هستیم كه خداوند آخرت را برای ما بر دنیا ترجیح داده است. بعد از این، اهل بیتم مصیبت‌ها می‏بینند و از وطن آواره می‌گردند، تا آنگاه كه مردمی از جانب مشرق با پرچم‌های سیاه به طلب حق قیام كنند. این حق را به آنها نمی‌دهند تا جنگ كنند و پیروزی یابند و حق را بگیرند و آن را به مردی از اهل‌بیت من بسپارند كه دنیا را پر از عدل كند چونان كه از ظلم پر باشد. هر كس، آن زمان را درك كند به آنها بپیوندد. اگر چه به وسیلة رفتن از روی برف باشد».

در این روایت، چند مرحله برای قیام اهل مشرق بیان شده تا در نهایت به ظهور منتهی می‌شود و ظلم به اهل بیت(ع) خاتمه می‌یابد. این مطلب را شیعه و سنّی روایت کرده‌اند و از منابع هر دو به دست می‌آید که آغاز قیام حضرت از مشرق است و اوّلین قیامِ زمینه‌ساز از ایران خواهد بود. در منابع اهل سنت به صراحت آمده که «یبدأ أمره من المشرق؛ قیام ایشان از مشرق آغاز می‌شود». من متحیّرم که با شروع از مشرق، چطور ایشان از مکّه خارج می‌شود.

چند وقت پیش، وهّابیان مدّعی شدند فردی غیر هاشمی از بُرَیده صفاتش بر حضرت مهدی(ع) تطبیق می‌کند و او را نزد «بن باز» مفتی مشهور عربستان بردند. او هم از این مطلب استقبال کرد. بعد خودشان گفتند که در روایات آمده قیام مهدی از مشرق شروع شده، پس او را به افغانستان می‌بریم تا او از آنجا برنامه‌هایش را شروع کند. اینکه در روایات گفته شده صاحبان پرچم‌های سیاه اهل خراسان‌اند نیز بر طالبان تطبیق می‌کند و طالبانی‌ها با همین نگاه عمامه و پرچمشان را سیاه انتخاب کرده‌اند. این مطلب به وضوح مشخّص می‌کند که نزد ایشان مسلّم است که آغاز قیام حضرت و یارانشان از مشرق است؛ هرچند تلاش می‌کنند با تطبیق آن بر طالبان و غیر طالبان آن را دچار تحریف و انحراف بکنند.

امّا حدیث معروف «رایات سود» (پرچم‌های سیاه) و سرزمین مشرق در منابع مختلفی آمده است که من بیش از همه به روایت امام باقر(ع) اعتماد کرده‌ام که در «الغیبه» نعمانی(ص273) آمده است و به نظر من صحیح‌ترین روایت است. در این روایت، ابوخالد کابلی از ایشان نقل می‌کند که فرمودند: «گویی قومی را می‏بینم كه از خاور خروج كرده‏اند و خواستار حقّ‌اند ولی به آنان داده نمی‌شود، سپس باز خواستار حقّشان شوند و به آنان ندهند، چون چنین بینند شمشیرها برهنه كنند و بر گردن‌ها گذارند. این وقت حقّ آنان را به آنان بدهند ولی آنان نپذیرند تا آنكه قیام كنند و آن را باز ندهند مگر به صاحب شما، كشتگانشان شهیدند. هان كه اگر من آن روز را درك می‌كردم جان خود را برای یاری صاحب این امر نگاه می‌داشتم».

این حدیث پرمحتوا به مراحل قیام، تا زمانی که آن را به حضرت بسپارند دلالت دارد و تمام الفاظ و مطالب قابل تدقیق و بررسی است و اهل سنّت هم به روایت نعیم بن حماد (متوفی227) حدوداً معاصر با امام رضا(ع) توجه دارند. او از ابن‌مسعود چند مرحله را برای این قیام نقل می‌کند که در کتاب‌های ابن ابی شیبه5، ابن ماجه،6 طبرانی، سیوطی و... نیز آمده است.


  • با توجه به روایات متعددی که نقل فرمودید، شرایط سیاسی ایران در آستانة ظهور چگونه خواهد بود؟

می‌توان با همان حدیث امام باقر(ع) که عرض کردم، این پرسش را پاسخ داد. الان به ذکر دو نکته بسنده می‌کنم؛ اوّل اینکه ما در هیچ روایتی سخن از ورود ارتش وسپاه خارجی به ایران نداریم. با توجه به متن روایت یادشده، خارجی‌ها از ایرانی‌ها می‌ترسند نه اینکه به ایران حملة خارجی بشود. به نظر بنده نه آمریکا و نه هیچ کشور دیگری نمی تواند به داخل ایران لشکر کشی کند. نکتة بعدی موجود در این روایت بحث آشوب داخلی ایران است که ایران درگیر مشکلات داخلی خواهد بود. قراین متعددی در این رابطه وجود دارد. عبارت «فلا یعطونه إلّا ...» بیانگر آن است که دربارة رساندن و تحویل دادن پرچم به امام عصر(ع) اختلاف وجود خواهد داشت. همچنین روایت با این عبارت شروع می‌شود که «کأنّی بقومٍ قد خرجوا...» سپس در ادامه آمده «...حتّی یقوموا..» که نشانگر قیام پس از آن انقلاب اوّلی است. در آن مقطع یمن در دست یکی از یاران حضرت(ع) قرار می‌گیرد. یمانی، نمایندة تامّ الاختیار حضرت خواهد بود که همة مؤمنان جهان حتّی ایرانیان باید از او تبعیّت کنند. در این روایت صحیح السّند که مورد استناد فقهاست، آمده: «در میان پرچم‌ها راهنماتر از پرچم یمانی نباشد كه آن پرچم هدایت است، زیرا دعوت به صاحب شما می‏كند، و هنگامی كه یمانی خروج كند، خرید و فروش سلاح برای مردم و هر مسلمانی ممنوع است. چون یمانی خروج كرد به سوی او بشتاب كه همانا پرچم او پرچم هدایت است. هیچ مسلمانی را روا نباشد كه با آن پرچم مقابله نماید، پس هر كس چنین كند او از اهل آتش است، زیرا او (یمانی) به سوی حقّ و راه مستقیم فرا می‏خواند». سپس آن حضرت به من فرمود: «همانا از دست رفتن و سقوط حكومت فلان خاندان، همانند شكستن كاسة سفالین است، و همچون مردی است كه در دستش كاسه‏ای سفالین بوده و او مشغول راه رفتن باشد كه ناگاه در حالی كه غافل است كاسه از دستش فرو افتد و بشكند، پس هنگامی كه فرو افتاد بگوید: آه ـ همچون خود باخته‏ای ـ پس، از دست رفتن دولت آنان چنین است كه به كلّی از زوال آن بی‏خبر باشند».

و امیرالمؤمنین(ع) بر منبر كوفه فرمودند: «همانا خدای عزّوجلّ در آنچه مقدّر فرموده و حكم كرده و محتوم داشته كه گزیر از آن نیست و شدنی است، مقدّر فرموده كه بنی امیّه را آشكارا با شمشیر فروگیرد و اینكه فلان خاندان را ناگهانی دریابد».

و آن حضرت فرمود: «ناگزیر باید آسیایی به گردش درآید و خرد كند و چون بر محورش برپا شد و بر پایه‏اش استوار گردد، خداوند بنده‏ای بی‏گذشت و سنگدل و از خاندانی گمنام (بی‏اصل و نسب) را برانگیزد كه پیروزی با اوست، یارانش دارای موهای بلند و سبیل‏دار و جامه‏های سیاه در بر، صاحبان پرچم‌های سیاه، هستند وای بر آن كس كه با ایشان دشمنی ورزد كه بی‏قانون و ملاحظه او را بكشند، به خدا سوگند گویی هم اكنون آنان را پیش چشم می‏بینم و به كردارشان و آنچه كه بدكاران و ستمگران عرب از ناحیه ایشان می‏بینند می‌نگرم، خداوند آنان را كه مهری در دلشان نیست بر ایشان چیره گرداند، پس ایشان را در شهرهای خودشان ـ در كنار فرات، شهرهای بیابانی و ساحلی ـ بی‏حساب می‏كشند، به سزای آنچه كرده‏اند، و پروردگار تو به بندگانش ستمكار نیست».


  • برای یمانی چه ویژگی‌هایی در روایات نقل شده که مردم او را با آن ویژگی‌ها بشناسند؟

بی‌تردید او دلایل و معجزاتی برای معرفی خود به مردم ارائه خواهد کرد. در این ایّام اختلاف میان ایرانی‌ها بالا می‌گیرد. امام هم مشغول رفت و آمد و برقراری رابطه با علماست و آنان ایشان را می‌بینند و شرایطی مشابه دوران غیبت صغری پیش می‌آید و به تصریح روایات در آن مقطع ادّعای نیابت و سفارت حضرت مهدی(ع) منعی ندارد: ألا فمن ادّعی المشاهدة قبل خروج السّفیانیّ و الصّیحة فهو كذّابٌ مفتر؛ بدانید، هر كس كه قبل از خروج سفیانی و صیحة آسمانی ادّعای مشاهده (رابطه و نمایندگی امام زمان(ع)) كند، دروغ‌گوی افترازننده است».

این مرحله را باید یک امتحان بدانیم که افرادی صادقانه ادّعای نیابت حضرت مهدی(ع) را دارند. در این مقطع، ایران دو دسته می‌شود: دسته‌ای می‌گویند باید پرچم را به دست حضرت(ع) بدهیم و دسته‌ای که با عقاید ناسیونالیستی، اعتقادی به این امر ندارند و با آن مخالفت می‌کنند. بین این دو درگیری سیاسی و احتمالاً درگیری نظامی محدودی رخ می‌دهد که در نهایت، با پیروزی دستة اوّل و سپاه سیّد خراسانی و شعیب بن صالح خاتمه می‌یاید. پس از این پیروزی، شعیب بن صالح و خراسانی با امام(ع) ملاقات خواهند داشت و در حدود ده ماهة پیش از آن، این اختلافات و درگیری‌ها وجود خواهد داشت. خراسانی حاکم وقت ایران است نه اینکه الزاماً از منطقة خراسان باشد و نام شعیب بن صالح را امام(ع) كه در آن مقطع در عراق به سر می‌برند برای او انتخاب می‌کند و با توجه به اینکه پس از بیعت، فرماندة کلّ قوای امام عصر(ع) می‌شود و خراسانی حاکم ایران باقی می‌ماند باید مقام او را بالاتر از سید خراسانی بدانیم.

  • سید حسنی کیست و آیا می‌توان او را همان خراسانی بدانیم؟

یک سید حسنی در همان مقطع قیام برای یاری امام داریم که از دیلم خروج می‌کند. یک سید حسنی هم در عراق وجود دارد که ادّعای مقابله با حضرت را دارد. در روایات، صفات مذمومی برای او بیان شده که با توجه به آن صفات، او شخصّیتی غیر از خراسانی است. روایات، حسنی غالباً در منابع سنی است و در منابع شیعی مطالب مجمل و محدودی آمده است.


  • آیا در روایات، صحبتی از فتنه‌های آخرالزّمانی در ایران به میان آمده یا خیر؟

تعریف از قم و اهل قم و ایران در روایات آمده و آنجا را به عنوان پناهگاه معرفی کرده‌اند. بسیاری از آنچه در روایات گفته شده كه دربارة ایران رخ خواهد داد در دوره های قبل مانند حملة مغول رخ داده و خیلی قابل تطبیق بر شرایط الآن و پس از آن نیست.


  • آیا حضرت به ایران تشریف می‌آورند؟

تنها روایتی که آمده، ابن حماد می‌گوید: امام(ع) در طول مسیر به حوالی اهواز تشریف می‌آورند امّا این مطلب در هیچ‌یک از روایات اهل بیت(ع) نیامده است.


  • منظور از اهل طالقان چیست؟

طالقان یعنی سلسله جبال البرز و قبلاً فکر می‌کردم که منظور مردم منطقه‌ای مشخّص (در ایران یا افغانستان) است امّا الآن به این نتیجه رسیده‌ام که منظور، منطقة ایران و ایرانیان است و آن مناطق خصوصیّت خاصّی ندارند. همان‌طور که گفتم از ایران و ایرانیان با عباراتی نظیر اهل خراسان، طالقان، سبلان، مشرق، خراسان و مانند آن یاد شده است.

  • چه تعداد یا درصدی از یاران حضرت را ایرانیان تشکیل می‌دهند؟

وقتی فرماندة کلّ قوای حضرت ایرانی است، قطعاً تعداد یاران ایرانی سپاه ایشان نیز زیاد خواهد بود. امّا ارتش یمن خیلی کم است و مأموریت آنان، گرفتن مکّه و حجاز برای حضرت است ولی از عراق به بعد غالب یاران حضرت ایرانیان و عراقی‌ها خواهند بود.

  • آیا حوادث امروز لبنان و یمن با آنچه در روایات آمده، صدق می‌کند؟


در روایات ذیل آیة 5 سورة اسراء كه آمده است: «فإذا جاء وعد أولاهما بعثنا علیكم عباداً لنا أولی‏ بأسٍ شدیدٍ فجاسوا خلال الدّیار و كان وعداً مفعولاً؛ هنگامی كه نخستین وعده فرا رسد، گروهی از بندگان پیكارجوی خود را بر ضدّ شما می‌انگیزیم (تا شما را سخت در هم كوبند؛ حتّی برای به دست آوردن مجرمان)، خانه‏ها را جستجو می‏كنند؛ و این وعده‏ای است قطعی» با شرایط کنونی لبنان قابل تطبیق است. در روایات آمده اهل روم عراق را می‌گیرند و بعد از مدّتی از آنجا می‌روند که این هم اتّفاق افتاد. یا اینكه باز در عراق تأسیس خطّ سفیانی در این راستا که هرکه سر شیعه‌ای را بیاورد فلان مقدار جایزه می‌گیرد، همچنین فرج شیعیان قبل از شورش سفیانی از جمله مواردی است که در روایات قابل مشاهده است.

سعید نخعی شریف



»

 

نوشته شده توسط در پنجشنبه 26 آذر 1388

نظرات ()

 

مراحل ظهور

مراحل ظهور

 

 

 

غیبت‌ صغرا آن زمانی مطرح شد كه‌ شیعیان‌ پس‌ از مدت‌ها ارتباط‌ مستقیم‌ و از نزدیك با امام‌ خویش‌(ع‌) هنوز چندان آمادگی فهم و قبول‌ بحث غیبت و ندیدن ایشان را نداشتند؛ زیرا نمی‌دانستند بدون‌ حضور امام‌ چگونه می‌توان از سویی‌ با یكدیگر همگام و متحد بود و از سوی دیگر به احكام شرعی دست پیدا كرد، علاوه بر این ده‌ها مطلب‌ دیگری بود كه آنها را به‌ سوی امامشان متوجه می‌كرد و باید در عصر غیبت،‌ خود بر عهده‌ می‌گرفتند.




همان‌گونه‌ كه غیبت حضرت ولی عصر(ع‌) به‌ دو بخش صغرا و كبرا‌ تقسیم شده است در مورد ظهور حضرتش هم، ظهور اصغر و ظهور اكبر (فجر مقدس‌) را می‌توان دید.

 برای‌ واضح‌تر شدن این مطلب باید گفت‌:
غیبت‌ صغرا آن زمانی مطرح شد كه‌ شیعیان‌ پس‌ از مدت‌ها ارتباط‌ مستقیم‌ و از نزدیك با امام‌ خویش‌(ع‌) هنوز چندان آمادگی فهم و قبول‌ بحث غیبت و ندیدن ایشان را نداشتند؛ زیرا نمی‌دانستند بدون‌ حضور امام‌ چگونه می‌توان از سویی‌ با یكدیگر همگام و متحد بود و از سوی دیگر به احكام شرعی دست پیدا كرد، علاوه بر این ده‌ها مطلب‌ دیگری بود كه آنها را به‌ سوی امامشان متوجه می‌كرد و باید در عصر غیبت،‌ خود بر عهده‌ می‌گرفتند.

 هر چند در عصر غیبت‌ صغرا‌ این طور نبود كه‌ هر كس‌ بتواند به‌ خدمت‌ حضرت‌ مهدی‌(ع) برسد لیكن‌ با وجود چهار نایب‌ خاص، ارتباط‌ شیعیان‌ همچنان‌ با امامشان‌ برقرار بود، تا مبادا به‌ خاطر این تغییر وضعیت، ناگهانی دچار حیرت‌ و سردرگمی شوند. در طول این مدت كه حدود 70 سال به طول انجامید، تا حدی موضوع غیبت برای شیعیان جا افتاد و از لحاظ‌ ذهنی‌ و فكری‌ برای‌ حضور در عصر غیبت‌ كبرا‌ آماده شدند.

همانند این جریان را در آن‌ سوی قضیه هم خواهیم داشت‌؛ یعنی‌ عصر ظهور نیز به‌ دو بخش اصغر و اكبر (فجر مقدس‌) تقسیم می‌گردد. در ظهور اصغر، هر چند مردم‌ توفیق زیارت امام(ع) را پیدا نمی‌یابند لیكن‌ حوادثی‌ را مشاهده‌ می‌كنند كه‌ مقدمات‌ ظهور اكبر به‌ شمار می‌آیند و مردم‌ را برای‌ زندگی در آن‌ زمان‌ آماده می‌كنند.

این تقسیم‌بندی را می‌توان از برخی‌ روایات‌ برداشت‌ كرد. مثلاً در برخی‌ احادیث‌ حضرت‌ را به‌ خورشید فروزان‌ تشبیه نموده‌اند. به‌ خوبی‌ می‌دانیم‌ كه‌ پیش از غروب‌ خورشید اشعه‌های‌ آفتاب تا مدت معینی می‌ماند و پس‌ از آن‌ سیاهی شب بر آسمان سایه می‌افكند و طلوع‌ خورشید هم‌ سریعاً واقع‌ نمی‌شود بلكه‌ پس‌ از آنكه‌ زمان‌ اذان‌ صبح شد به‌ مرور هوا روشن‌ شده، در پی‌ آن‌ شعاع‌های‌ نورانی‌ خورشید در آسمان پدیدار می‌شود. حضرت‌ مهدی‌(ع‌) هم‌ كه‌ خورشید تابان آسمان امامتند، خواهی‌نخواهی‌، پیش از آنكه‌ وجود مقدسشان بخواهد بر همگان ظاهر و آشكار گردد، باید ظهور اصغری داشته باشند كه‌ زمینه‌ساز آن‌ ظهور اكبر گردد.

 البته نباید توقع‌ داشت‌ كه‌ شرایط غیبت صغرا با ظهور اصغر یكسان باشد. همان‌طور كه‌ آنچه‌ از خورشید پیش از غروب‌ و پس‌ از طلوعش می‌بینیم یكسان نیست‌.

 برخی‌ از مسائلی‌ كه‌ شاید در عصر ظهور اصغر دیده‌ شوند از این قرار است‌:

 1. بالا رفتن‌ سطح فهم عمومی و پیشرفت‌ دانش‌ و فناوری‌: در این عصر، پیشرفت‌های‌ علمی‌ عظیم‌ و اكتشافات‌ محیر العقولی از بشریت دیده می‌شود كه‌ پیش از آن‌ سابقه نداشته است‌. همان‌ انسانی‌ كه‌ تا دو قرن قبل بر چهارپایان سوار می‌شد و به‌ این سوی و آن‌ سو می‌رفت‌ این روزها از اتومبیل و هواپیما استفاده می‌كند و تلفن‌، تلویزیون‌، رادیو، كامپیوتر و... جزئی‌ از زندگی روزمره‌اش شده است‌. منابع نفتی و معادن فلزات مختلف را استخراج كرده و تا آنجا كه‌ بتواند برای‌ استفاده خود به‌ كار می‌برد. این تحولات به قدری است كه به اندازة كل تحولات علوم و فنون‌ بشری‌ تا قرن نوزدهم كه ابتدای آن است برابری می‌كند.

بنابر آنچه‌ در میان‌ علما مشهور است معجزات پیامبران و كرامات‌ ائمه‌(ع) الزاماً بر اساس‌ آن‌ علوم‌ و فنونی بود كه‌ در آن‌ عصر زندگی می‌كردند. پس‌ حضرت‌ مهدی‌(ع) هم‌ در آن‌ زمان‌ ظاهر می‌شوند كه‌ دانش‌ و تكنولوژی‌ و فنون‌ و تسلیحات به حداكثر رشد خود رسیده باشد و بشر بتواند با ساخت‌ سفینه‌های فضایی به‌راحتی بر مریخ‌ گام نهاده و اختراعات‌ مختلف خود را در آنجا مستقر كند.

در عصری‌ كه‌ انسان‌ها تنها با اینترنت یا دیگر وسایلی‌ كه‌ تاكنون‌ اختراع‌ شده‌اند یا پس‌ از این اختراع خواهند شد، از نقاط‌ دور دست با هم‌ صحبت‌ می‌كنند معجزه امام(ع) این خواهد بود كه‌ بدون‌ استفاده از هیچ ابزار و وسیله‌ای‌ سخنش‌ را به‌ گوش تمام ساكنان زمین برساند و همه هم به زبان خود آن‌ را بفهمد یا بدون‌ استفاده از هیچ وسیله ماهواره‌ای‌، صوت و تصویر خویش‌ را به‌ هر جا كه‌ بخواهد منتقل می‌كند.

 در روایات‌ آمده‌ است كه حضرت و یارانشان‌ از ابرها برای‌ رفت و آمد خویش‌ استفاده می‌كنند. طبیعتاً آن‌ دستة مخترعان و سازندگان‌ هواپیماها و ماهواره‌ها و سفینه‌های فضایی در مقابل چنین وسیله نقلیه‌ای احساس خواری می‌كنند.

مضاف‌ بر اینكه چنین دیدگاه‌ها و اكتشافات‌ علمی‌ به‌ انسان‌ها قدرت‌ درك و فهم كرامات حضرت مهدی(ع‌) را می‌دهد كه‌ به‌ طور طبیعی هر كس‌ نمی‌تواند چنین‌ اعمالی‌ را انجام دهد. به‌ عبارت دیگر خداوند متعال نظریات علمی این زمان را به‌ آن‌ حد از رشد می‌رساند كه‌ زمینه‌های ظهور اكبر (فجر مقدس‌) فراهم شود.

2. دلبسته‌ شدن مردم به امام عصر(ع‌) و ازدیاد یاد حضرت: از جمله‌ اموری كه این روزها با آن‌ مواجه هستیم (خصوصاً هر چه‌ زمان می‌گذرد) این است كه بسیاری از مردم‌ را می‌بینیم‌ كه‌ هر قدر با مشكلات‌ بزرگ‌ و بیشتری‌ روبرو می‌شوند توجهشان به امام عصر(ع) بیشتر می‌شود، در عین حال كه امیدشان بیش از پیش گشته و چشم انتظار حوادثی‌ هستند كه‌ در آینده‌ای‌ نزدیك یا دور اتفاق خواهد افتاد.

به‌ همین‌ علت است كه كتاب‌ها و نویسندگان بیشتری را در این زمان مشاهده می‌كنیم كه به این خواسته پاسخ داده و تلاش‌ در خور تقدیری‌ را برای‌ ترسیم آینده بر طبق احادیث و روایاتی كه در دسترس دارند از خویش‌ نشان‌ می‌دهند.

میزان توجه و یاد شیعیان‌ نسبت‌ به‌ حضرت‌ ولی عصر(ع) را می‌توان با دوره‌های‌ گذشته مقایسه نمود كه‌ تا مدت‌ها قبل چقدر اقبال مردم به كم بوده امّا این روزها در كمتر محله‌ای است كه چنین محفلی برگزار نشود.

آیا انتشار نام و صفات‌ امام‌ زمان‌(ع) به‌ این شكل و میزان در مساجد، مدارس، خیابان‌ها، جلسات و در میان‌ عموم‌ مردم‌ خود دلیلی بر نزدیكی‌ طلوع‌ خورشید وجودی حضرت بقیـ[‌الله(ع) نمی‌باشد؟!

3. گفت‌وگوی عمومی در جهان‌ در مورد تشكیل حكومت جهانی واحد (دهكده جهانی‌): اگر به‌ تاریخ نظری بیفكنیم می‌بینیم كه تاریخ تشكیل سازمان ملل متحد پس‌ از جنگ جهانی اول و دوم است‌.پس‌ از آنكه‌ جهانیان خسارت‌های جبران‌ناپذیر آن‌ دو جنگ را به‌ جسم و جان انسان‌ها دیدند، گروهی بر آن‌ شدند كه‌ چنین‌ مجموعه‌ای را تشكیل دهند تا هر گاه در میان‌ كشورها و دولت‌ها اختلافاتی پیش آمد رایزنی‌های‌ لازم‌ را برای‌ رفع جنگ انجام دهند.

 عالمان‌ اسلامی‌ هم‌ برای‌ اولین بار تحت عنوان «رابطـه العالم الاسلامی‌» سالانه‌ یك‌ مرتبه همگی در كنار هم‌ جمع می‌شوند. می‌توان دیگر مجامع جهانی موجود را به‌ آن‌ اضافه كرد.

هرچند بر اهداف پشت پردة استعماری را در ورای تأسیس تعدادی از سازمان‌های بین‌المللی تهران نمی‌توان چشم پوشیده ولی نفس تشكیل چنین سازمان‌هایی خود حكایت از آن‌ می‌كند كه‌ جهان‌ نیازمند حكومت واحد جهانی است كه بتواند امنیت‌، آرامش و عدالت را در آن‌ حاكم‌ كند كه‌ حاكمیت واحد آن، جز به واسطة امامت حضرت مهدی(ع) هیچ چیز نمی‌تواند پاسخگوی این نیاز عمومی مردم جهان باشد كه‌ این مورد دلیلی آشكار بر طلوع‌ آن‌ فجر مقدس‌ در پس‌ دوران ظهور اصغر است‌. آری همگان ندا برآورده‌ایم كه‌: ای‌ مهدی‌ صاحب‌ الزمان‌(ع)! جهان‌ در انتظار حكومت جهانی توست.

 لازم‌ است در اینجا این نكته را تذكر دهیم‌ كه‌ گفت‌وگو از ظهور اصغر، به معنای تعیین وقت برای‌ ظهور مقدس‌ حضرت‌ ولی عصر(ع) نیست؛ زیرا علم قطعی این مسئله چیزی است كه صرفاً در اختیار خداوند متعال می‌باشد و ممكن است آنچه ما در ظاهر می‌بینیم‌ نقطة آغاز ظهور مقدس‌ ایشان باشد و این احتمال نیز وجود دارد كه‌ چنین‌ نباشد و خدای‌ ناكرده‌ این شب تار و سیاه‌ غیبت‌ ادامه یابد. امّا به هر حال، ما اكنون نسبت به دهه‌های گذشته بیشتر به واقعـة مبارك ظهور نزدیك گشته‌ایم؛ هرچند تحقق‌ این مسئله تحت اراده الهی است و خداوند هم‌ «فعال‌ لما یرید» است.
 
علی نظری
منبع:mouood.org


»

 

نوشته شده توسط در پنجشنبه 26 آذر 1388

نظرات ()

 

ضرورت ظهور

ضرورت ظهور برای تحقق هدف خلقت

 

 

اوّلین کار امام زمان(ع) «اصلاح دین» است. همچنان‌که علی(ع) در فرمان خود به مالک اشتر فرمودند: «یا مالک إنّ هذا الدّین کان أسیراً فی أیدی الأشرار یُعمل فیه بالهوی». مالک، فقط باید دین خدا را آزاد کنیم؛ این دین در دست اشرار اسیر شده است. آنها بر اساس هوا و هوسشان آن را اجرا می‌کردند. آن روز فقط حدود 25 سال از بدو اسلام گذشته بود، امّا الآن که بیش از هزار سال گذشته و در هر دوره‌ای اندیشه‌های راهزن و منحرف‌کننده آمده است، طبیعتاً آن دین دیگر دین خالص و واصب نیست.


  • گفت‌وگو با حجّت‌الاسلام و المسلمین مرتضی جوادی

اشاره:
حجت‌الاسلام و المسلمین مرتضی جوادی، فرزند گرامی مفسّر گرانقدر قرآن کریم حضرت آیت‌الله جوادی آملی، و از مدرّسان و محقّقان حوزة علمیة قم می‌باشند. تاکنون آثاری از ایشان در حوزة معارف اسلامی و مباحث امامت همچون کتاب «فلسفه و اسرار زیارت» توسط نشر اسراء به چاپ رسیده است.

همین زمینه، موجب بود تا به سراغ ایشان در مؤسسة تحقیقاتی اسراء برویم و دربارة موضوع با اهمیّت «ضرورت ظهور برای تحقق هدف خلقت» البته بیشتر از منظر قرآنی و روایی، به گفت‌وگویی صمیمانه بنشینیم که حاصل آن را تقدیم خوانندگان گرامی موعود می‌نماییم. باشد که مقبول طبع‌شان قرار گیرد.

  • با تشکّر از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید، در بسیاری از روایات بر این نکته تصریح شده که اگر از عمر جهان تنها یک روز باقی مانده باشد، خداوند آن روز را آنقدر طولانی می‌کند که امام مهدی(ع) ظهور کند و جهان را از عدل و داد آکنده و از ظلم و جور پیراسته سازد. آیا با توجه به این روایات و دیگر روایات مشابه می‌توان گفت که ظهور امام مهدی(ع) امری ناگزیر و ضروری است که بدون آن داستان خلقت به سرانجام نمی‌رسد؛ و اساساً نقش و جایگاه ظهور امام مهدی(ع) در هدف آفرینش و طرح برنامة خداوند در جهان چیست؟

در پاسخ به این پرسش اساسی باید گفت، تا هدف خلقت و آفرینش روشن نشود، نقش کسی که بناست این هدف را محقّق کند هم روشن نخواهد شد. خداوند که بشر را آفرید، با امکاناتی که در وجود او قرار داد (نظیر: فطرت، عقل، قلب، عشق و...) و امکاناتی که در اختیار او قرار دارد (نظیر: نبوّت، رسالت، امامت، وحی و...) جا داشت که این بشر در مسیر «صراط مستقیم» قرار بگیرد و به هدفی که خداوند برای او تعیین کرده؛ یعنی هدف نورانیّت بر اساس طیّ مسیر مستقیم، راه پیدا کند. خداوند در سورة ابراهیم می‌فرماید: «کتابٌ أنزلناه إلیک لتخرج الناس من الظّلمات إلی النور بإذن ربّهم إلی صراط العزیز الحمید؛1 [این قرآن] کتابی است که بر تو نازل کردیم تا مردم را از تاریکی‌ها به سوی روشنایی، به فرمان پروردگارشان درآوری، به سوی راه خداوند توانا و ستوده».

این آیه، هم راه را مشخص کرده و هم هدف از آفرینش را، و هم آن کسی را که «مُخرِج» است و انسان را در این مسیر قرار می‌دهد و از ظلمات به سوی نور که هدف نهایی و مقصد نهایی است می‌رساند.

هدف نهایی و مقصد غایی آفرینش، همان نورانی شدن انسان‌ها در بعد فردی و اجتماعی‌شان است. انسان‌ها باید در عرصة علم و دانش، اخلاق، رفتار، معارف و حِکَم، جهتِ نورانی پیدا کنند. «نور»، یعنی آن چیزی که حقّ و واقع است؛ در مقابل «ظلمت»، یعنی آن چیزی که باطل و معدوم است. علم، ایمان، فضائل اخلاقی (جود، سخا، کرامت، گذشت، و عفو و...)، اعمال صالح و فقه و حقوق که بر مبنای حکم‌الله و حقوق الهی شکل می‌گیرند، نورند و در مقابل، جهل، بی‌ایمانی (کفر)، اعمال طالح و نظایر آن ظلمت‌اند. هدف غایی خلقت از جانب خداوند آن است که انسان‌ها، هم به لحاظ حوزة فردی و هم به لحاظ حوزة اجتماعی، به سمت نورانی شدن حرکت کنند.

در سورة حدید نیز چنین آمده است که، ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آنها کتاب [آسمانی] و میزان [شناسایی حق از باطل] نازل کردیم، «...لیقوم النّاس بالقسط؛ تا مردم قیام به عدالت کنند». عدالت و قسط نیز یکی از مصادیق آن نور است. اگر عدل را «عدالت اکبر» بدانیم، معنایش آن است که عدل در همة حوزه‌ها، اعم از علم، معرفت، اخلاق و ... محقّق شود که با نورانیّت هم‌مقصد است.

آن نقشه‌ای که خداوند برای رسیدن به این حوزة نورانی فراهم نموده است بر اساس همان آیة نخست، صراط مستقیم است: «إلی صراط العزیز الحمید». صراط در حیقیقت، همان مسیری است که بین انسان و مقصد او تنظیم شده است. یعنی برای رسیدن انسان به مقصد هیچ راهی جز راه صراط مستقیم وجود ندارد: «فماذا بعد الحقّ إلّا الضّلال»3 یعنی هر راهی نیز غیر از صراط مستقیم بی‌راهه و انحراف است و هرگز انسان را به مقصد نخواهد رساند.

امّا، [نکتة سوم] آن [کسی] است که «مخرج» است و می‌تواند انسان را، ـ اوّلاً ـ در این صراط قرار بدهد و ـ ثانیاً ـ با هدایت و راهنمایی‌اش او را به آن مقصد نهایی‌اش برسان، آن رساننده، رسول‌الله(ص) است. لذا خداوند فرمود: «لتخرج؛ برای اینکه تو خارج بکنی، تو اینها را از ظلمات به سوی نور بیرون ببری». حال، اگر کسی به منزلة جان رسول‌الله(ص) بود، مانند امیرالمؤمنین(ع)، وجود اهل‌بیت(ع) یا خود وجود مقدس امام زمان(ع) که رسول خدا(ص) فرمودند: «اسم او اسم من و کنیة او کنیة من است». (این اسم و کنیه، مظاهر ظاهری‌اند و برای شناخت مردم است و الّا یعنی اینکه حقیقت او حقیقت من، خواستة او خواستة من و نظرش نظرمن است). یعنی هیچ‌چیز جدای از ارادة رسول گرامی(ص)، در حوزة ارادة ائمّه ما و امام زمان(ع) نیست. زیر اینها یک حقیقت و یک مسیرند. پس این سه امر مشخص شد: هدف، مسیر راه‌یابی به هدف، و کسی که باید این هدف را اجرا کند.

حال، اگر هدفی که برای آفرینش ترسیم شده چنین هدفی است، پس برای راهیابی به این هدف باید شخصیّتی داشته باشیم که به آن آشنا باشد؛ خودش ذاتاً نورانی باشد و این هدف الهی را به درستی بشناسد، بلکه خودش عین راه و هدف باشد. بنابراین فرد دیگری که این شاخصه‌ها را نداشته باشد، نمی‌تواند چنین کاری را برای جامعة بشری به انجام برساند.

بنابراین ظهور امام زمان(ع) هدف نیست بلکه وسیله‌ای برای نورانی کردن جامعه و تحقق هدفی است که خدا وعدة آن را داده است.

  • با توجه به مطلبی که اشاره فرمودید، این سؤال به ذهن می‌رسد که چطور این هدف الهی، از طریق ارسال رسل و انزال کتب تا زمان پیامبر اکرم(ص) و پس از آن حضرت تا قبل از امام دوازدهم(ع) و بدون ظهور امام مهدی(ع) محقق نشده و نمی‌شود؟

چون این هدف بسیار عالی و مقصد بسیار سامی (رفیع) است، تنها ارادة حق ـ سبحانه و تعالی ـ باید آن را محقق کند و آن هدف در هیچ دورانی بدون حضور پیغمبر یا امام معصوم(ع) تحقق نمی‌یابد: «إنّما أنت منذرٌ و لکلّ قومٍ هادٍ5؛ تو فقط بیم‌دهنده‌ای و برای هر گروهی، هدایت‌کننده‌ای است». ما بدون یک هدایت الهی و آسمانی نمی‌توانیم در مسیر، قرار بگیریم چون مسیر، معصوم است و شخصی باید باشد که این مسیر معصوم را به درستی بنمایاند.

الآن این همه علما، مراجع و کارشناسان دینی که وجود دارند اگر همه‌شان بر امری اتفاق هم داشته باشند ما نمی‌توانیم عصمت آن را اثبات بکنیم. عصمت راه به یک معصوم وابسته است. لذا اینکه در علم اصول حتی اجماع علمای امامیه هم حجّت شمرده نمی‌شود ـ مگر اینکه کشف از قول معصوم بکند ـ برای این است که تا ما به راه معصوم نرسیم، نمی‌توانیم هدف معصوم را پیدا بکنیم و امام(ع) آن حقیقت معصومی است که خود، عین راه است و عصمت راه را کاملاً می‌شناسد. راه معصوم است که انسان را از خطا و لغزش نجات می‌دهد. اگر ما بخواهیم هدف نورانی پیدا کنیم ـ نورانیتی که در کتاب و سنت هم بیان شده ـ امّا آیا همه در فهم این نورانیت یکسان و یک دست‌اند و اختلافی مشاهده نمی‌شود؟ همة اینها نشان می‌دهد که ما برای رسیدن به آن نقطة نورانی که هدف و غایت آفرینش است، به امام معصومی نیاز داریم و اگرچه وجود کتاب و سنت، ارسال رسل و انزال کتب، نقش دارند ولی تمام علت نیستند. تمام‌کنندة علت آن کسی است که بتواند نقش راه را کاملاً بیابد؛ معصومانه بیابد و معصومانه هدایت کند و در این هدایت نیز اندیشه و انگیزه‌اش از عصمت برخوردار باشد؛ که این شخص در عصر ما جز امام معصوم(ع) نخواهد بود. در هر عصری هم این‌گونه است. لذا انبیای الهی از یک سو، کتاب‌های آسمانی از سوی دیگر همه در حال حاضر در جامعة ما حتی در حوزه‌های مراجع و بزرگان ما وجود دارند ما در آنجا هم عصمت که نمی‌بینیم؛ نیاز خود آنها به معصوم به مراتب بیش از دیدگان است. در مقام کشف و راهیابی به حقیقت و راه، همیشه محتاج هستند. آنها در فهم یک فرع فقهی متوسل می‌شوند، چه برسد به فهم سلسله‌ای از معارف و احکام و حکم و اخلاق که قدم به قدم احتیاج به حجت معصوم هست.


  • یعنی می‌فرمایید که تنها راه در هر عصری همان امام آن عصر است. یعنی وجود طریق اجتهاد و استنباط، ما را بی‌نیاز از آن راه و امام عصر(ع) نمی‌کند؟‌

نخیر، ما را بی‌نیاز نمی‌کند. برای اینکه فقط امام عصر(ع) راه معصوم است و تنها او می‌تواند راه معصوم را بیان کند. البته در عصر غیبت ـ به لحاظ مصالحی که خداوند در جامعة اسلامی اراده کرده ـ امام عصر(ع) در پشت پردة غیبت است و ما از آنجا که برگة اجتهاد را در دست داریم به نحوی از وجود شریف ایشان برخوردار هستیم، امّا این نحوة برخورداری، برخورداری کامل نیست؛ مثل نور پس پردة ابر است. نوری که از پشت ابر برای ما می‌آید ابهام و تاریکی دارد. حتی خود آقایان مراجع و بزرگانی که صاحب علم و ملکة اجتهاد هم هستند در ارائة مطلب حق، همواره می‌گویند که «انشاءالله مُجزی است» این‌طور نمی‌گویند که این، عین واقع است. یعنی آن چیزی که ما بدان دست یافتیم و فهمیدیم از باب معذّریت و منّجزیت است نه از باب عصمت و یقین.


  • اگر ممکن است، ارتباط میان ولایت امام عصر(ع) و «نورانی شدن» که آن را غایت هستی و آفرینش انسان برشمردید، بیان بفرمایید.

در پاسخ سؤال اول، بیان کردیم که ما، سه محور داریم: هدف، راه و کسی که ما را به راه و هدف آشنا کند و در راه و هدف قرار دهد. جایگاه ولایت در همین محور سوم است. یعنی کسی که صاحب مقام ولایت است، قدرت فهم این امر را دارد و می‌تواند ارادة الهی را محقّق و منجّز نماید. خداوند اراده کرده امّا این اراده چگونه باید محقق شود؟ اگر کسی بخواهد مظهر ارادة الهی باشد باید مقام ولایت را داشته باشد. بدون ولایت کسی نمی‌تواند از ارادة خدا و ظهور ارادة حق در عرصة اجتماع سخن بگوید. خداوند هم در آن آیة شریفة آغاز بحث، فرمود: «... تا تو مردم را از ظلمات به سوی نور خارج‌سازی»6 و نفرمود ما این راه را دادیم تا مردم خود خارج شوند. نه! خروج مردم از ظلمات به سوی نور بدون ولایت (یعنی کسی که از ارادة حق برخوردار است و می‌تواند آن را منجّز بکند) امکان ندارد. لذا اگر گفته شده که امام عصر(ع) ارادة حق را از طریق سنت‌های الهی و تحقق صراط مستقیم و هدف الهی محقق می‌سازد، این امر بدون برخورداری انسان از حوزة ولایت امکان ندارد. ولی‌الله کسی است که عبد محض الهی و فانی فی الله است و صرفاً آنچه را خداوند اراده کرده، در صفحة جانش نشسته و لاغیر. ولیّ‌الله کسی است که در پی حق درمی‌آید و هیچ توجهی نسبت به غیر او ندارد؛ نه از نظر فکر و نه از نظر دل و انگیزه؛ چون چنین کرده و اندیشه و انگیزة خود را از غیر حق خالی نموده، جانش پاک و مظهر ارادة خدا شده و ولی‌الله گردیده است. آن اراده می‌تواند اهداف و راه را تحقق ببخشد.

  • سؤالی که غالبا مطرح می‌شود، این است که زمان ظهور امام زمان(ع) چه تفاوتی با شرایط کنونی خواهد داشت که ما باید برای آن دست به دعا برداریم و برای فرج امام زمان دعا کنیم. لطفاً بفرمایید که در آن هنگام چه اتفاقی خواهد افتاد که قبل از آن سابقه نداشته است؟

خود آیات و روایات ما این امر را روشن کرده است که چقدر نقش امام زمان(ع) نقش عظیمی است و با ظهور آن حضرت تحولی جهانی رخ خواهد داد. اوّلین تحول آن است که امام عصر(ع) آنچه را که ما به عنوان هدف و راه شناخته‌ایم، به راستی و به صحّت برای ما بیان می‌کند. آیا رفتار دینی ما همان رفتار مرضیّ امام عصر(ع) و پیامبر خدا(ص) است؟ آیا این همان دین است؟! در روایات آمده است که امام(ع) دین جدیدی می‌آورند، پس معنایش این است که متأسفانه مردم در مسیری قرار گرفته‌اند که ـ ناخواسته ـ دین را تحریف می‌کنند و انحرافاتی در آن قرار می‌دهند. اوّلین تحوّل در ظهور امام (ع) این است که حقیقت را آشکار و ظاهر می‌فرمایند. ما الآن فکر می‌کنیم که دیندار هستیم. بسیاری از سنّت‌های بشر سنّت‌های جاهلی است؛ آکنده از بدعت‌ها، تحریف‌ها و... که اندک اندک برای بشر عادی شده است.

لذا اوّلین کار امام زمان(ع) «اصلاح دین» است. همچنان‌که علی(ع) در فرمان خود به مالک اشتر فرمودند: «یا مالک إنّ هذا الدّین کان أسیراً فی أیدی الأشرار یُعمل فیه بالهوی». مالک، فقط باید دین خدا را آزاد کنیم؛ این دین در دست اشرار اسیر شده است. آنها بر اساس هوا و هوسشان آن را اجرا می‌کردند. آن روز فقط حدود 25 سال از بدو اسلام گذشته بود، امّا الآن که بیش از هزار سال گذشته و در هر دوره‌ای اندیشه‌های راهزن و منحرف‌کننده آمده است، طبیعتاً آن دین دیگر دین خالص و واصب نیست. ما الآن مظاهری از دین را داریم امّا آن دین مرضیّ از جانب خداوند که فرمود: «و رضیت لکم الإسلام دیناً»10 و شرط کمال آن حضور ولیّ الهی و جانشینی پیامبر خدا(ص) است و تمامی جلوه‌های حق در آن آشکار می‌شود، نیست.

مطلب دیگر، این است که وقتی راه (یعنی دین حقیقی) مشخص شد، هدف و غایت نیز مشخص خواهد شد در حال حاضر هدف بشر چیست؟ تمام غایت و تلاش بشر این است که به خودش بپردازد. ما ادعا می‌کنیم که مسلمان و خدامحوریم امّا در واقع خودمحوریم. تمام آمال و اهداف و آرزو خودمان هستیم. خدا مقصد نیست. اگر کسی به نام و عنوان ما آسیب بزند، نمی‌توانیم تحمل کنیم.


  • امام زمان(ع) که ظهور بکنند، این حقایق را آشکار می‌کنند. همان‌طور که شما نیز فرمودید، ما به انحراف عادت کرده و گمان کرده‌ایم که این همان دین است. این دین نیست، فقط از اسلام یک اسمی است. شما از مفاهیم اصلی دین مثل عدالت اجتماعی، خدامحوری، اخلاق و رفتار مرضیّ خدا چند درصد در جامعه می‌بینید؟


نکتة دیگری که بسیار مهم است اینکه هدفی که خداوند عالم برای پیامبر گرامی، فرزندانش و امام زمان(ع) قائل شده این است که: «لیظهره علی الدّین کلّه و لو کره المشرکون».11 ما الآن 72 مذهب و فرقه (کلامی، فقهی...) هستیم. هنگامی که آن حضرت ظهور می‌کنند، همة دین‌ها به دین جامع حق که همان اسلام است بازمی‌گردند و مقهور آن می‌گردند. تحول جهانی که رخ خواهد داد، «برطرف شدن همة اختلافات جوامعة است. ویژگی ممتازی که بعد از وحدت دین اتّفاق می‌افتد، «وحدت امت‌ها و ملل است»؛ یعنی ظهور دین اسلام به عنوان دین غالب و ایجاد وحدت انسانی.

البّته آن تحول بی‌سابقه، مظاهر فراوانی دارد امّا یکی از مصادیق آن، عدالتی است که امام زمان(ع) حاکم می‌کنند. شما الآن در هیچ کجای جهان عدالتی نمی‌بینید. بعضی‌ها هم که حرف عدل را می‌زنند در باطن، ظلم است. کسانی که عدل را نفهمند و حرف عدل را بزنند، در باطن مرتکب نوعی ظلم شده‌اند. مگر فهم عدل کار آسانی است؟ عدل یعنی «وضع‌الشّیء فی موضعه؛‌ قرار دادن هر چیزی در جای خود آن». آیا خود آن شخص در موضع عدالت هست؟ خب، کسی که در موقعیّت خودش نیست، عدل را نمی‌داند که بتواند آن را اجرا کند الآن در جامعة ما در کشور خودمان ما در فهم عدل واحد نیستیم! اینکه عدالت جامعه انسانی چگونه اتفاق می‌افتد.

از موارد دیگری که از متعلقات ظهور حضرت مهدی(ع)است، ظهور عبودیت تامّ الهی در عالم است: «یعبدونی لایشرکون بی شیئاً».12

از جمله دیگر تحولاتی که در عصر ظهور امام زمان(ع) رخ می‌دهد که قبل از آن سابقه نداشته است، می‌توان به «امنیّت مطلق» اشاره کرد.

خداوند فرموده است: ما انسان‌ها را در نهایت به «منطقة امن» می‌رسانیم؛ جایی که «ولیبدّلنّهم من بعد خوفهم أمناً یعبدوننی لایشرکون بی‌شیئاً؛4 و ترسشان را به امنیت و آرامش مبدّل می‌کند [آن‌چنان] که تنها مرا می‌پرستتند و چیزی را شریک من نخواهند ساخت». جایی که در کمال امنیت و آرامش عبادت خدا را انجام دهند. الآن شاید جمعیت‌هایی در سراسر دنیا باشند که اجمالاً عبادتشان را انجام می‌دهند امّا بسیاری از اعمالشان را براساس خوف و هراس انجام می‌دهند. امنیتی برای جامعة بشری نیست؛ چه برسد به جامعة اسلامی. آن عدل و امنیت آنچنانی ـ که وعدة خداوند عالم است ـ قطعاً باید از جایگاه کسی باشد که بتواند به آن مسائل بپردازد.

سعید نخعی شریف

منبع:mouood.org



»

 

نوشته شده توسط در پنجشنبه 26 آذر 1388

نظرات ()

 
 



Powered By mihanblog.com Copyright © 2009 by 12thsun
This Themplate  By Theme-Designer.Com

حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ
دانلود رایگان